![]() |
![]() |
|
| اين تارنما در بيشتر نقاط ايران فیلتر شده است-نشاني تارنماي اصلي www.paniran.blogfa.com |
|
|
+ نوشته شده در
ساعت بدست پايگاه آريو برزن |
|
نشانی تارنما بدون فیلتر:http://paniran.blogfa.blogfa.comمجتبا گهستونی پس از اینکه دیواره های ایسگاه قطار شهری در اهواز برپا شدند تا در پشت این نرده ها تجهیز کارگاه صورت بگیرد و بیل های مکانیکی شهر باستانی اهواز را از دم تیغ بگذرانند هیچ گاه مسئولین استانی فکر نمی کردند که بر سر باستانی بودن اهواز به این میزان واکنش به دنبال داشته باشد. پیش از اینکه مباحث به سطح جامعه منتقل شود و پیدایش تعدادی اشیا در میدان دروازه اهواز علنی گردد اظهار نظر های متعددی عنوان شد. از جمله این مباحث گستردگی شهر باستانی اهواز (هرمز اردشیر) بود. در ادامه پیگیری های انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان بود که یک سال بعد در شمال شرقي شهر اهواز و در مسير جاده اهواز به شوشتر صحبت از وجود محوطه يي 40هكتاري مطرح شد بخشی از باستانی است. محوطه يي ظاهراً هفت هكتاري كه بقاياي يك شهر تاريخي پيش از اسلام است. كشف مقاديري سفال، سنگ هاي صيقل يافته، ديوار هاي خشتي، آثاري از معماري و تپه هايي كه تسطيح شده اند گواه از وجود شهري مي دهد كه در دل زمين وجود دارد. به رغم اينكه در سال 1380گمانه زني هايي انجام گرفته و باستاني بودن محوطه محرز شده است اما تاكنون اقدام جدي براي نجات بخشي آن و شناسايي هرچه بيشتر اين محوطه صورت نگرفته است. با آنكه برخي از باستان شناسان از وجود شهري مدفون و تاريخي در اطراف شهر اهواز خبر مي دهند، اما اداره ميراث فرهنگي و گردشگري خوزستان از بررسي هاي بيشتر در اين باره خودداري مي كند.
انجمن تاریانا اعتقاد دارد نجات بخشي اين محوطه وسيع بايد در دستور كار واحد پژوهشي سازمان ميراث فرهنگي قرار بگيرد. اين در حالي است كه به رغم اصرار افكار عمومي و تشكل هاي دوستدار ميراث فرهنگي براي كاوش و نجات بخشي شهر هرمز اردشير هيچ تلاش جدي صورت نگرفته است اما بايد اظهار داشت سازمان ميراث فرهنگي خوزستان تاكنون نه تنها هيچ تلاشي براي نجات بخشي هرمز اردشير انجام نداده بلكه هيچ برنامه يي براي انجام كاوش در محوطه باستاني زرگان در دستور كار قرار نداده است چرا كه هم اكنون يك شركت خصوصي با ايجاد پايه هاي بتوني، محدوده نيروگاه را نيز مشخص و با استقرار چند دستگاه كانتينر و تجهيز كارگاه، مقدمات تخريب اين محوطه بزرگ باستاني را آغاز كرده است. بی شک نجات بخشی محوطه باستانی زرگان بخش دیگر تاریخ اهواز را احیا می کند. به امید ایرانی آباد و آزاددر سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
ساعت بدست پايگاه آريو برزن |
|
نشانی تارنما بدون فیلتر:http://paniran.blogfa.blogfa.comعربها در خلیج فارس پیشروی میکنندمنوچهر هنرمندبهره سیاسی دراز مدت برای عربها این است ،که این طرحهاآنها را پشت سر مالکین از راه رسیده غربی پنهان خواهد ساخت و ایران را در خلیج فارس و -بویژه در مساله سه جزیره ایرانی - در برابر مالکین غربی از راه رسیده - به "ظاهر مشروعی" - قرار خواهد داد که سود خود را در دفاع از ادعاهای موذیانه "عربی" در خلیج فارس خواهند یافت.
بی گمان کسی نمی تواند منکر نقش ایران و ایرانیها در امارات باشد . نگارنده که خود در ابتدای آبادانی جزیره کیش در رژیم گذشته سفرهای متعدد از کیش به امارات داشت به خوبی شاهد این امر بوده است . در آن زمان حاکم دبی به مامورین آن امیر نشین دستور داده بود که سر نشینان هواپیماهای در اختیار "سازمان عمران کیش" را بدون نیاز به ارائه گذرنامه و تنها با ارائه شناسنامه با احترام بپذیرند.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت بدست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاینده ایران
نشانی تارنما بدون فیلتر:http://paniran.blogfa.blogfa.com سرمایه-سحر افاضلي:بالكن مهديان اهواز كه پنج سال خانه فروغ فرخزاد و همسرش پرويز شاپور بوده تخريب شد. اين بناي تاريخي كه متعلق به دوران پهلوي اول است سال 1381 در فهرست ميراث ملي به ثبت رسيده اما در تعطيلات هفته گذشته به طور كامل تخريب شده است. مجتبي گهستوني، سخنگوی انجمن دوستداران ميراث فرهنگي خوزستان (تاريانا) با اعلام اين خبر از نابودي اين بالكن 18 متري مي گويد: «اين بنا كه سال ها محل اقامت خارجي هاي مقيم اهواز بوده متعلق به شخصي به نام دهدشتي بوده كه بعدها توسط مهديان خريداري شده است.اين مكان روزگاري دفتر روزنامه ابرار بوده و قرار بود با همكاري شهرداري و سازمان ميراث فرهنگي به يك مركز فرهنگي تبديل شود.» اين بالكن كه به مخروبه اي تبديل شده مدتي انبار مغازه هايي بود كه زير بالكن قرار داشتند. اين مغازه هاي قديمي الان به فروشگاه لوازم يدكي اتومبيل تبديل شده اند.يكي از مستاجران اين مغازه از بناي نوسازي مي گويد كه پشت بالكن تاريخي مهديان در حال ساخت است.مالك اين بناي تاريخي سعي كرده با رها كردن بنا و حالا با تخريب يكباره آن، بناي نوسازي در حاشيه خيابان اصلي قرار گيرد. صادق محمدي، رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان خوزستان از تخريب اين بناي ثبت شده اظهار بي اطلاعي مي كند.حدود سه ماه پيش بخشي از اين بنا با همكاري مالك بنا توسط شهرداري تخريب شد. اين تخريب به بهانه خطرساز بودن وضعيت استقامت بالكن بود.محمدي به شكايت سازمان ميراث فرهنگي نسبت به اقدام شهرداري اهواز و مالك اين بناي تاريخي اشاره مي كند: «حكم توقف تخريب اين بالكن دريافت و به تخريب كنندگان ابلاغ شده است.»با آنكه سازمان ميراث فرهنگي از تخريب اين بنا اظهار بي اطلاعي مي كند. گهستوني شكايت سازمان ميراث فرهنگي از تخريب كنندگان بخشي از بالكن در گذشته را به خاطر فشار رسانه ها و افكار عمومي مي داند. او بي توجهي سازمان ميراث فرهنگي را باعث تخريب اين بناي تاريخي مي داند: "مغازه هاي پايين بالكن نيز كه در فهرست آثار تاريخي به ثبت نرسيده اند بايد هر چه زودتر تخليه شوند.بعضي از مردم اهواز معتقدند با تخريب اين بناي تاريخي، تعريض خيابان براي شهرداري راحت تر مي شود و صاحب ملك نيز از امتياز تجاري ساختمان نوساز خود كه پشت اين بنا قرار داشت بهره مند مي شود."
به امید ایرانی آباد و آزاددر سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
ساعت بدست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاینده ایران
نشانی تارنمای اصلی بدون فیلتر:http://paniran.blogfa.blogfa.com
آخرین تصاویر گرفته شده از "گوگل ارت" در ۲۱ خرداد ۱۳۸۷ نشان می دهد که در پی اعتراضات ایرانیان به این عمل و گرداوری 7767۲۰ امضا در تومار اینترنتی (تا ۲۲ خرداد)هنوز این شرکت اقدامی برای برداشتن این نام ننموده است.
به امید ایرانی آباد و آزاددر سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
ساعت بدست پايگاه آريو برزن |
|
|
نشانی تارنمای اصلی بدون فیلتر:http://paniran.blogfa.blogfa.com نقشهء جدید ایران بدون دریای مازندران و خلیج پارس...! هشداری به میهن پرستان پاینده ایران یاران گرامی و میهن پرست همانگونه که می دانید این روزها روزهایی تلخ و دشوار برای ایران و ایرانی است.دست های دشمنان در چیدن دسیسه های ضد ایرانی سخت بکار است.از همه مهمتر و آشکارتر توطئه های شیخک نشین امارات و دیگر هم پیمانان عرب آن در نامیدن خلیج پارس با نام غیر واقعی خلیج عرب و همچنین ادعاهای واهی نسبت به سه جزیره همیشه ایرانی است.این موضوع که اقدام علیه امنیت ایران و تمامیت ارضی مام میهن است با پاسخ محکم و بجای جامعه ایرانی روبرو گشته است و این پاسخ ها و مقاومت هاهمچنان ادامه دارد که نمونه آن گردهمایی هایی در برابر سفارت امارات در تهران و نیز تومار اینترنتی( که تا امروز بیش از 760 هزار امضا بر آن نقش بسته) در دفاع از نام خلیج پارس و زدودن نام خلیج عربی از روی برنامه گوگل-زمین کمپانی بزرگ گوگل می باشد. اما با دوستان سخنی از روی دوستی وبرای آگاهی آنان دارم: چندی است که در برخی از تارنماها، برنامه های ماهواره ای و همچنین نشریات اینترنتی اپوزیسیون خارج نشین دیده می شود که نقشه ایران را بدون خلیج پارس و دریای مازندران نشان می دهند که همه ایران دوستان را نسبت به این موضوع مهم توجه می دهم که اینگونه برخورد با نقشه ایران در آینده خطرات مهمی را متوجه ما میکند.همانگونه که هر اثرِ اینگونه ای می تواند در آینده دستاویز حمله ای دیگر علیه تمامیت ارضی ایران قرار گیرد، باید گفت که رسم نقشه ایران بدون خلیج پارس و همچنین دریای مازندران در رسانه های پر مخاطب ماهواره ای یا از سوی هواداران مهمترین آلترناتیو مخالف حکومت ایران را چگونه می توان تفسیر کرد؟ این گونه اقدامات چه تفاوتی با شرکت رییس جمهور نادان ایران در کنفرانس کشورهای اتحادیه عرب و نشستن زیر تابلوی "کنفرانس همکاری کشورهای خلیج عربی!( المجلس للتعاون الدول الخلیج العربیة) دارد.ما در پی گردآوری یک میلیون امضا برای برداشته شدن نام خلیج عربی در گوگل-زمین (google earth)هستیم ولی امروز مبازران راه آزادی ایران دو دریای ایرانی را از نقشه ها زدودند!!!این کار یا از روی غرض وزری و آگاهانه و یا از روی ناآگاهی و بدون غرض است که در هر دو صورت تبعات منفی در پی خواهد داش و مخالف با منافع ملی و تمامیت سرزمینی ایران می باشد .همانگونه که این دو دریا جزیی از سرزمین ما هستند، ترسیم نکردن آنان در نقشه کاری خطا و نادرست است و اصولا این نقشه، نقشه ایران نیست. ما با دستان خود سرزمین خود را کوچک تر می کنیم و فریاد خود را بر سر کشورهای بیگانه می زنیم؟ اندیشه پان ایرانیسم سالهاست که در پی بازپس گیری سرزمین های ایرانیست که استعمارگران بیگانه بیش از دو قرن است که آنها را به اسارت برده اند و تلاش دارند آهسته آهسته بخش های دیگری از سرزمین ما را به یغما برند و ما یکباره خلیج پارس را با همه جزایر و 50 درسد دریای مازندران را به یکجا بخشیدیم و ناآگاهانه به یاری آنان رفتیه ایم...؟؟!!همانگونه که نمی توان نقشه کنونی ایران را بدون آذربایجان یا خوزستان یا کردستان ویا سیستان و بلوچستان و مهمتر از آن نقشه ایران بزرگ را بدون چچن و قفقاز و بحرین و آریانا(افغانستان) و دیگر سرزمین های ایرانی اسیرشده نقاشی کرد، بدون دریای مازندارن و خلیج فارس هم نمی توان ترسیم کردچرا که این دو دریا نیز بخشی از ایرانزمین هستند.اگر امروز بر سر این اشتباهات در ظاهر کوچک ولی بسیار بزرگ حساس نباشیم و واکنش نشان ندهیم فردا دامنه این بی مسئولیتی بسیار گسترده ترخواهد شد.ما گاه نادانسته عملی خطا و در خلاف منافع و مصالح ملت ایران را انجام می دهیم اما بجاست که هر آینه که آگاه گشتیم دگر باره آنرا تکرار نکنیم و در جبران آن بکوشیم. در پایان از همه آنانی که قلبشان برای ایران می تپد خواهش می کنم به هیچ روی نقشه ایران بدون این دو دریا در تارنماها و نوشته های خود و هر جایی دیگر بکار نبرده و به آنانی که این نقشه ی مجعول را بکار میبرند نیز هشداری و بیداری دهند. به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکیمت ملی |
|
+ نوشته شده در
ساعت بدست پايگاه آريو برزن |
|
|
نشانی تارنمای اصلی بدون فیلتر:http://paniran.blogfa.blogfa.com گفتگوی بانوی آواز الهه با آن سينگلتون و افشاگری در مورد مجاهدین خلقjuly 2006
***** آن سينگلتون: ممکن است خلاصه ای از زندگي خود بعنوان يک خواننده را بيان بفرماييد؟ الهه: من سالها در رشته خوانندگي اصيل ايراني آموزش ديدم و در آن زمان داوود پيرنيا اين نوع خوانندگي را از طريق برنامه "گلها" که از راديو ايران پخش مي گرديد به شنوندگان آن معرفي نمود. اين ارکستر و خوانندگان برنامه گلها بودند که پايه های موسيقي اصيل ايراني را انسجام بخشيدند. در طي مدت پانزده سالي که اين برنامه پخش مي گرديد، من خواننده اصلي آن بودم. البته بعد از انقلاب ديگر امکان پخش صدای زنان خواننده ميسر نبود و ما ساکت شديم. آن سينگلتون: با چنين گذشته ای لطفا بفرماييد که چه شد که با مجاهدين خلق مرتبط گرديديد؟ الهه: مدت های زيادی بود که من ديگر امکان خواندن برای مردم ايران را نداشتم. يکي از راههايي که من مي توانستم به خوانندگي ادامه بدهم پيوستن به تبعيدياني بود که در سواحل غربي امريکا مقيم شده بودند ولي اختلافات في مابين آنها بقدری زياد و از طرفي بي ربط و خرده ريز بود که من علاقه ای به پيوستن به هيچ يک از اين گروهها پيدا نکردم. در سال هزار و نهصد و نود و چهار برخي به من مراجعه کرده و خود را بعنوان "ايرانياني روشنفکر" در اروپا معرفي نمودند که مي خواهند کنسرتي ترتيب داده و از اين طريق از يک طرف مخالفت خود با رژيم آخوند ها را بيان کنند و از طرف ديگر همبستگي خود با مردم داخل ايران و مبارزاتشان برای آزادی و دموکراسي را نشان بدهند. آنها گفتند که از مجاهدين خلق هم حمايت مي کنند. البته من قبلا نام مجاهدين را شنيده بودم ولي چيز زيادی از آنها نمي دانستم. اين افراد آنها را بصورتي به من معرفي کردند که انگار اين ها برای آزادی مي جنگند. آنها من را به اجرای برنامه در کنسرت دعوت کردند. احساس من هميشه اين بود که صدای من ،بخاطر اين که از طريق شنوندگان برنامه "گلها" معروف شده است، پس متعلق به مردم است و من بايد آن را به هر طريقي که شده به آنها برگردانم. مجاهدين وسيله ای بودند که مي توانست چنين راهي را باز کند. البته من تنها نبودم و خوانندگان مشهور ديگری هم بودند که توافق کردند تا در اين کنسرت ها شرکت کنند. آن سينگلتون: ممکن است در مورد روش های نزديک شدن اين افراد به مردم و بخصوص چگونگي رفتارشان با خود شما برای جلب توافقتان برای شرکت در کنسرت توضيح بدهيد؟ الهه: من به آنها گفتم که اگر چه من سمپاتي ای نسبت به پايداری مجاهدين در قبال رژيم ايران احساس مي کنم ولي به شخصه در مسائل سياسي گروه ها دخالت نخواهم کرد بنابراين آنها فقط مي توانند از پرچم ايران در کنسرت استفاده کنند و نه علائم ديگر و من هم در آن کنسرت فقط آواز های کلاسيک ايراني را خواهم خواند و نه هيچ کار ديگری. لازم است ياد آوری کنم که من در تمام مدت خوانندگي ام تا بحال هيچ وقت قرارداد و امضا و اين چيز ها نداشته ام. حرف من هميشه کافي بوده. ولي آنها اصرار مي کردند که کنتراتي رسمي امضا شود. من به اين اعتبار که اين ها آماتور هستند و غيره قبول کردم. قرارداد برای شش برنامه کنسرت بود با تاکيد بر غرامتي چند هزار دلاری در صورتي که من حاضر به خواندن نشوم. از آنجا که چنين چيزی تا بحال برای من اتفاق نيفتاده بود قبول کردم. آنها رفتند و من ديگر آنها را نديدم. يک ماه قبل از شروع کنسرت من هنوز هيچ اطلاعي نداشتم و بنابراين شروع کردم به تماس گرفتن ولي بي نتيجه بود. يک هفته قبل از زمان کنسرت متوجه شدم که کنسرت به نام مجاهدين خلق و در حمايت از مريم رجوی اعلام شده است! بعد از اين کنسرت، راديوهای ايراني شروع کردن به بدگويي به من چرا که برای مجاهدين خوانده بودم. مجاهدين هم از طرف ديگر فقط نيمي از دستمزد من را دادند و رفتند. راديو امريکا گفت که من بايد پشت ميکروفون رفته و از ايراني ها در هر کجا که هستند معذرت خواهي کنم. در چنين وضعيتي تمام گروه های آپوزيسيون بجای اين که به کمک من بيايند فقط من را بيشتر و بيشتر به طرف مجاهدين هل دادند. اين بود نتيجه فشارها و انتقادات و حملات بي رحمانه ای که به من مي کردند. من ديگر هيچ پناهگاهي نداشتم. در چنين وضعيتي، مجاهدين پروژه ای از نشان دادن محبت و احترام و غيره نسبت به من را آغاز کردند. آنها وانمود مي کردند که واقعا برای من اهميتي قائل هستند و نگران من هستند. در اين فاز، من واقعا به چنين محبت هايي نيازمند شده بودم. من حالا مي فهمم که اين روش معمول فرقه ها برای عضو گيری از ميان مردم است. در آن زمان اگرچه من متوجه مي شدم که اين ها دروغ است ولي يک نيازی و يک چيزی در رفتار و گفتارشان بود که جلبم مي کرد و از طرف ديگر بشدت علاقه مند شده بودم که بيشتر در مورد آنها بدانم. آن سينگلتون: آيا مي توانيد توضيح بدهيد که از نظر شما مجاهدين چگونه بصورت يک فرقه عمل مي کنند؟ الهه: من از طرف آنها دعوت شدم که بعنوان يک خواننده به آنها بپيوندم و البته فکر مي کردم که آنها جنگجوياني برای آزادی هستند ولي خيلي زود واضح شد که آنها يک فرقه بيش نيستند. فرقه ای با محدوده فکري بسيار بسته و متعصب. بعد از اين که برخي خودشان را در اعتراض به دستگيری مريم آتش زدند به آنها گفتم که ديگر با من هيچ تماسي نگيرند. آنها مثل حسن صباح هستند. نه، بدتر. حسن صباح با مقطوع النسل کردن مردانش آنها را در مقابل غريضه های جنسي شان حفظ مي نمود ولي او هرگز از پيروانش نخواست که خودشان را بخاطر وی بسوزانند. رجوی هيچ رحمي ندارد. او خودش را بالاتر از هر کس و هر چيز مي داند. رجوی ها در بهترين خانه ها خودشان را در دريايي از لباس و غذا و زندگي لوکس غرق کرده اند و بقيه واقعا در حال زجر مستمر به زندگي شان ادامه مي دهند. دوستي در ميان مجاهدين معني ندارد. آنها حتي در قبال هوادارانشان هم بشدت خشن هستند. فرماندهان به آنها دستوراتي مي دهند که واقعا هيچ معني و منطقي ندارد. آنها دو چهره دارند. يکي چهره خوب بيروني است که سعي مي کنند به جهان خارج نشان بدهند و ديگری چهره عصبي، خشن و ٿحاش واقعي شان. بيشترين تنفر من از آنها بخاطر کارهايي است که در عراق کرده اند. من بخاطر آنچه که آنها و عراقي ها با کشور من کردند از آنها متنفرم. من بعد ها در داخل آنها متوجه شدم که رجوي هيچ مرزي ندارد. او واقعا برايش فرقي نمي کند که با چه کسي همکاری مي کند، دوست، دشمن، ... يک بار من از مريم در رابطه با کارشان با صدام پرسيدم. او به من گفت: "اگر صدام جنگ را نباخته بود و ايران را تصرف کرده بود، وقتي که ما ايران را بدست مي گرفتيم خوزستان را بعنوان جايزه به صدام مي داديم"! يکي از مسائلي که مشاهده آن از نزديک بسيار حيرت آور بود حسرت بي پايان رجوی ها برای قدرت است. به ياد دارم که يکي از اعضای شورای ملي مقاومت با مسعود رجوی در مورد آنچه که مجاهدين پس از گرفتن تهران خواهند کرد صحبت مي کرد. رجوی که چشمانش در اين زمان برق مي زد به وی گفت: "وقتي ما به ايران برسيم، چند روزی طول خواهد کشيد که خود را به تهران برسانيم. ما در راه يک ميليون بسيجي و يک ميليون پاسدار خواهيم کشت و ... آنگاه بايد ببينيم بعد چه بايد بکنيم." روابط جالبي بين رهبران سازمان هست. برای همه مشخص است که مريم بشدت دنبال قدرت کامل است و در اين راه به دنبال کنار زدن مسعود است. همسر سابق وی مهدی ابريشمچي هم مي خواهد که وی جايگزين مسعود شود. چرا که نه؟ وقتي مريم در سال هزار و نهصد و نود و سه از عراق خارج شد، مدت ها بود که همسرش با نفر دوم سازمانش يعني فهيمه ارواني علنا در عراق رابطه جنسي داشت. چيزی بود که تقريبا همه مي دانستند. زن بيچاره. بايد بگويم که اگر امريکا بخواهد از آنها حمايت کرده و بطرف ايران هولشان بدهد آنها در ايران به مراتب بد تر از صدام برای امريکايي ها در عراق خواهند بود. آنها در زمان جنگ فعاليت های اطلاعاتي بر عليه کشور خودشان داشته اند. من اخيرا يک پرستار ايراني را ديدم که حين توضيحاتي که مي داد و يادش مي آمد، نمي توانست جلوی گريه خودش را بگيرد. او گفت که کارخانه آزمايش ورقه های بزرگ فلزی دست کرده بود که در جنگ بتوان از آنها بعنوان حفاظ استفاده نمود. اين ورقه ها برای حفاظت بيش از سي هزار سرباز مورد استفاده قرار گرفته بود ولي از آنجايي که مجاهدين اطلاعات مربوطه را به عراق داده بودند، عراقي ها منطقه را بمباران کردند و حدود هفتاد تا هشتاد هزار نفر به همين خاطر جان خود را از دست دادند. به همين خاطر است که مي گويم آنها واقعا بيش از آنچه قابل باور باشد بي ريشه هستند. آن سينگلتون: آيا شما قبل از ارتباط با مجاهدين آنها را مي شناختيد؟ الهه: من راجع به آنها شنيده بودم. ولي به اين صورت که اکنون مي شناسمشان، نمي شناختم. من فکر مي کردم آنها آزاديخواه هستند. ما در مورد جنايات مشترکي که با صدام انجام داده اند نمي دانستيم. بخصوص ما هيچ اطلاعي از رفتار آنها در درون سازمانشان نداشتيم. امروزه من به اندازه کافي با چشم های خودم ديده ام و تنها چيزی که بايد بگويم و تاکيد بکنم اخطار به ديگران است که به اين فرقه نزديک نشويد. اين ها خائنين و بزهکاراني بيش نيستند. وقتي هم مي گويم بزهکاران، منظورم غلو کرد نيست. من يک بار برای ملاقاتشان به پاريس رفتم. البته آنها سعي زيادی برای رسيدگي به ما کردند ولي يک زن جوان در ميانشان بود که در کنار ما کار مي کرد. دقيقا بخاطرم مانده است! يک روز عصر که من واقعا خسته شده بودم ولي تفکرات اجازه خواب نمي داد به اطاقم رفتم و قرص خواب خوردم تا آرام بشوم. بعد از مدتي صدايي در اطاق شنيدم و نيمه خواب و نيمه بيدار سرم را بلند کردم و ديدم که اين زن جوان در حالي که دستش توی کيف من است ايستاده است. من آنقدر حالم بد بود که اصلا نفهميدم خواب مي بينم يا بيدارم و به هر حال دوباره به خواب رفتم. وقتي که صبح بيدار شدم متوجه شدم که پاسپورتم، کارت سبزم، کارت های ديگرم و حدود هزار دلار از کيفم دزديده شده است. با اين وجود اين زن بدون تعارف در مقابلم ايستاده بود و به روی خودش نمي آورد و وقتي که من با وی رودررو شدم يکي از زنان فرمانده شان دخالت کرد و وی را بيرون فرستاد. آنها هيچ وقت اموال من را پس ندادند. يک بار ديگر بخاطر دارم که من را راضي کردند تا از قرارگاهشان در عراق بازديد کنم. قبل از رفتن به خاطر اين که يکي از کفش هايم پايم را مي زد، يک تکه کاغذ تا کرده در کف آن گذاشته بودم. در زمان شام در قرارگاه، من کفشم را در آوردم که پايم کمي آرام بگيرد و بنظرم اين تکه کاغذ ديده شد. يکي از زن ها که در کنار من نشسته بود بدون هيچ تعارفي سريعا اين تکه کاغذ را برداشت و فرار کرد و ناپديد شد. يک لحظه واقعا خشکم زد. چي؟ بعد از چند لحظه متوجه شدم مسئله چه بوده است. آنها فکر کرده بودند که فردی در کمپ نامه ای به من داده که با خودم از آنجا خارج کنم. اينجا بود که واقعا همه پرده ها از جلوی چشمانم افتاد. حالا ديگر من مي دانستم که برخي از افراد واقعا خواستار خارج شدن هستند و مي دانستم که آنها هر کاری انجام خواهند داد تا کسي نتواند فرار کند و مي دانستم که تمامي داستانهايي که در باره شکنجه و زندان افراد خودشان گفته مي شود حقيقت دارد. من واقعا نگران شده بودم من بيش از آنچه که لازم باشد ديده ام. من ناظر بسياری از کارهای غير قانوني شان بوده ام ولي مي داني، بدترين کاری که مي کنند که در ظاهر غيرقانوني هم نيست بازی با مغز و قلب مردم بي گناه است. من بخاطر کمک به مردم ايران به آنها پيوستم و خيلي هم سعي کردم بلکه بتوانم آنها را عوض کرده و يا متوجه واقعياتشان کنم. چه در مورد خودشان و چه در مورد اطرافشان. انگار که حتي خودشان هم نمي توانستند چيزی جز دروغ های توليدی خودشان را ببينند. من حتي مدتي سعي کردم مريم رجوی راضي کنم آن لباس های مسخره ای را که مي پوشد عوض کند. اولين بار که ديدمش لباس يونيفورم نظامي به تن داشت. واقعا با کاری که بايد انجام مي داد بي ربط بود. وقتي که به وی پيشنهاد کردم که سعي کند کمي جالب تر لباس بپوشد، رفت و هزاران دلار خرج لباس های مسخره زرد و صورتي و کيف و پارچه پرده ای کرد. انگار اصلا هيچ ايده ای نداشته باشد. کساني که دوره اش کرده اند هم جرئت ندارند انتقاد که هيچ حتي پيشنهاد بکنند که وی يک مقدار به طرز ديگری رفتار کند. فقط من بودم که جرئت داشتم آن لباس های نظامي را از تنش خارج کنم. آن سينگلتون: رفتار مجاهدين وقتي که فهميديد که ميخواهيد ترکشان کنيد چگونه بود؟ الهه: اين يک واقعيت است که وقتي انسان در چنگال مجاهدين اسير مي شود راه فراری متصور نيست. درست مثل موش در چنگال گربه. هر وقت بخواهي فرار کني، پنجول روی سرت فرود مي آيد. بعضي وقت ها با چنگالهای بيرون آمده و بعضي وقت ها با نرمي دست و بدون چنگالها. در هر صورت خارج شدن واقعا کار سختي است. يکي از راه هايي که برای نگه داشتن افرادی مثل من استفاده مي کردند توليد بدهي مالي برای فرد بود. آنها هيچ وقت تمام پول قرارداد هايشان را نمي دادند. آنها هميشه قول ميدادند که هفته ديگر، ماه ديگر، دفعه ديگر.. يکي از افراد معروف شورا چندي قبل از خروجم به من گفت: الهه، چرا خودت را خلاص نمي کني. افرادی مثل من نمي توانند خارج شوند بخاطر اين که صد در صد وابسته به رجوی شده ايم و برای مينيمم هايمان هم به او نيازمنديم. ما يک قران هم نداريم ولي تو حداقل خانه و فاميل خودت را داری و وابسته نيستي. تا زمان برايت باقي است فرار کن". من با شنيدن اين کلمات واقعا متاسف و متاثر شدم. يک روز مريم را درپاريس ملاقات کردم و به او گفتم: "ببين. قفسي که من را داخل آن گذاشته ايد حتي طلايي هم نيست. چوبي است. من نمي توانم مردم را ببينم آنها هم نمي توانند من را ببينند". تنها واکنش اين زن اين بود که فقط به من خيره نگاه کند. از آنها خواستم بدهي شان به من بابت قراردادها و کارهايي که انجام شده است را بدهند. هنوز که چيزی پرداخت نشده. هر وقت من در مورد پولي که به من بدهکار بودم سوال مي کردم و بايد بگويم طي سالها به مبلغ زيادی تبديل شده بود آنها مي گفتند نمي توانيم بپردازيم. زمان کوتاهي بعد از شروع جنگ عراق محمد محدثين را ديدم که به من گفت: "ببين الان نفرات ما در عراق زير حمله هستند و ما هم هيچ پول نداريم". چهار روز بعد پليس فرانسه به خانه مريم رجوی در پاريس ريختند و در ميان انبوهي از لباس گرانقيمت و کامپيوتر حدود هشت ميليون دلار نقد کشف کردند. فکرش را بکنيد. دفعه بعد که محدثين را ديدم واقعا از خجالت سرخ شده بود ولي هنوز هم که هنوز است طلبم را دريافت نکرده ام. سال گذشته بالاخره به اين نتيجه رسيدم که ديگر کافي است. من يک نامه رسمي به آنها فاکس کردم که مستقيما مريم رجوی را خطاب قرارداده بودم. ولي الان بيش از يک سال است که هنوز حاضر به اعلام جدايي من نشده اند و بنظر مي رسد که نمي خواهند قبول کنند. آنها به تلفن کردن هايشان ادامه دادند و مي گفتند بيا و طلب و پولت را بگير. يک بار گفتند که من بايد مريم را درپاريس ببينم تا بدهي شان را بدهند. وقتي آنجا رسيدم ديدم که باز ميهماني شام گرانقيمتي را تدارک ديده اند که باصطلاح بخاطر من بود. آنها تعدادی از همسايه های اور سور اواز را دعوت کرده بودند و حتي دانيل ميتران را هم باز آورده بودند برای شام. در آن شب مريم مرتب سعي مي کرد که نزديک من بنشيند و با من عکس و فيلم بگيرد ولي من متوجه شدم و از او دوری جستم. طبعا باز هم من بدون دريافت پولم از آنجا خارج شدم. درواقع من يک مقدار ترس هم داشتم. مي دانستم که حتي در حال حاضر هم آنها از روش های اطلاعاتي و استراق صمع و غيره بر عليه افرادی که مشکوک به مخالفت با آنها باشند استفاده مي کنند. آنها بدين صورت از تلفن استفاده مي کنند که به فردی زنگ زده خودشان را فرد ديگری معرفي مي کنند تا بتوانند اطلاعاتي در مورد شخص مورد نظرشان بدست آورده و البته آن را ضبط کنند. اين کار فقط در مورد ايرانيان انجام نمي گيرد بلکه از اين روش بر عليه غربي ها هم استفاده مي کنند. با سازمان های حقوق بشری، با مراکز دولتي و غيره. قربانيان مجاهدين فقط ايراني ها نيستند. من همچنين کشف کردم که آنها برنامه هايي را دنبال مي کنند که باعث "توليد حادثه" برای برخي افراد بشوند. من همين الان خيلي نگران هستم. آنها قادر به هر کاری هستند. آنها شبکه گسترده ای را در اروپا ايجاد کرده اند که مي تواند به راحتي و بدون سر وصدا به من يا فرزندانم صدمه بزنند. من هنوز بصورت جدی نگران خودم و بچه هايم هستم. آن سينگلتون: فکر مي کنيد ارتباط شما با مجاهدين بر نظر مردم نسبت به شما تاثير گذاشته باشد؟ الهه: من معتقدم که تاريخ خودش قضاوت خواهد کرد. ما همه در طول زندگي خود اشتباهاتي را انجام داده و مي دهيم. همه ما بالا و پايين رفتن هايي را تجربه مي کنيم بخصوص الان که تاريخ معاصر ايران شاهد تغييرات عظيم و همچنين سختي هايي برای بسياری از مردم بوده که همه ما بايد با ماکزيمم توانمان آنها را تحمل مي کرديم. آنچه که به آن اطمينان دارم اين است که آنچه از من خواهد ماند صدای من است و در سالهای بعد از من مردم از صدا و آوازهای من لذت خواهند برد. اين ها متعلق به ايران و جهان موسيقي است. مجاهدين هم خارج از اين که من چقدر در آن دخيل بوده ام در تاريخ سر جای خودشان نشانده خواهند شد. من معتقدم که تاريخ آنها را همانطور که ما شناختيمشان، بعنوان دروغ گويان زبون و خائنين به وطنشان مورد قضاوت قرار خواهد داد. آن سينگلتون: آخرين سوال اين که نظر شما در مورد نگرش سازمان مجاهدين به هنر چيست؟ الهه: برای مجاهدين هنر هم مثل هر چيز ديگری است. اگر بتوانند از آن سوء استفاده کنند ، دريغ نخواهند کرد. غير از اين برايشان معني ديگری ندارد. آنها هر کس و هر چيز را در راه اهدافشان مورد سوء استفاده قرار مي دهند و اين مي تواند مردم باشند يا هنر. آنها همانطور که مردم را به راحتي از بين مي برند هنر را هم نابود مي کنند و البته هنرمند را هم به همراه آنها. به امید ایرانی آباد و آزاددر سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
ساعت بدست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاینده ایران تارنمای اصلی ما بدون فیلتر: کلیک کنید
با درود بر همه ایرانیان؛ ازآنجایی که به شَوَند(دلیل) هجوم دشمنان به سرزمین اهورایی مان واژگان بیگانه بسیاری به ادبیات ما وارد شده اند،ما ناخواسته ویا از آنجا که برابر پارسی آنان را نمی دانیم در گفتگوها و نوشته هایمان از این واژگان بیگانه استفاده می کنیم.اما شایسته است تا آنجا که در توان داریم از واژگان ِبرابر پارسی استفاده کنیم. این کار در ابتدا کمی دشوار است چون سالهاست که با این واژه های غیر ایرانی بزرگ شده ایم... اما باید از جایی آغاز کرد؛ چرا به جای واژه بیگانه سلام(که به هیچ روی معنای درود ایرانی را ندارد) درود" نگوییم. به جای "شروع" نگوییم "آغاز"،به جای "خداحافظ " نگوییم "بدرود یا خدانگهدار"و...؟ نرم افزاری که دریافت خواهید کرد واژه برگردان از تازی به پارسی سره است.(مترجم عربی به فارسی )کاربرد این نرم افزار به زبان پارسی با گنجایش 3 مگابایت بسیار ساده است و بیش از 6000 واژه پارسی را در حافظه دارد.کافی است واژه عربی را وارد کنید و برابر پارسی آنرا دریافت نمایید.ممکن است برخی واژه ها در این واژه نامه نباشد که امیدورام تهیه کننده آن در آینده نسخه های جدید آن را در اختیار دوستداران بگذارند.درگسترش این فرهنگ لفت به دیگر دوستان بکوشید شاید جایی نیاز به واژه ای پارسی داشته باشید که این نرم افزار می تواند به شما یاری دهد. به اميد ايراني آباد و آزاد در سايه حاكميت ملي پاينده ايران |
|
+ نوشته شده در
ساعت بدست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاینده ایران هرجا کرد است آنجا ایران است ( بارزانی)
رهبر رستاخیز و رئیس پارت دموکرات کردستان عراق - ملا مصطفی بارزانی به اميد ايراني آباد و آزاد در سايه حاكميت ملي پاينده ايران |
|
+ نوشته شده در
ساعت بدست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاینده ایران
پیوند خبر در مجموعه فعالان حقوق بشر ایران به اميد ايراني آباد و آزاد در سايه حاكميت ملي پاينده ايران |
|
+ نوشته شده در
ساعت بدست پايگاه آريو برزن |
|
|
نشانی تارنمای اصلی ما بدون فیلتر: کلیک کنید نقش برجستهي پان ایرانیست ها در ملی شدن صنعت نفت دكتر هوشنگ طالع ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
ساعت بدست پايگاه آريو برزن |
|
|
نشانی تارنمای اصلی ما بدون فیلتر:این جا کلیک کنید نام خليج فارس و زيست شناسان خارجي دكتر حسين آخانی*
در آن نوشتار به گسترش روزافزون كاربرد نام خليج عربي به جاي خليج فارس در مقالات زيست شناسی اشاره شده بود. افزون بر آن، به ضعفهاي دانش زيست شناسي كشور در جلوگيري از موجي اشاره شده بود كه با اعمال سياست های كشورهاي عربي در حمايت از محققان جوان كشورهاي غربي، آنان را به كاربرد نام غلط خليج عربي تشويق ميكردند. ضعف بنيه علمي كشور از جمله نكاتی بود كه در آن مقاله به تفصيل بحث شده بود. در آن زمان بهدليل انگشت شمار بودن مقالات علمي ايرانيان در سطح بينالمللي نميتوانستيم با موجي كه توسط كشورهاي عربي ايجاد شده بود، مقابله كنيم. از سال 1993 موارد استفاده از نام خليج عربی در مجلات معتبر بينالمللی افزايش يافته، بهطوري كه در نمايهSCI - كه فقط مقالات علوم تجربي در آن فهرست شده است - در سالهای 1994، 1995، 1998 و 2007 اين موارد از نام خليج فارس نيز پيشی گرفته است. در سالهای اخير دولت جمهوري اسلامي ايران فعاليتهاي گستردهاي را در پاسداری از نام خليج فارس شروع كرد. نامگذاري بزرگراههاي منتهي به جنوب ايران (از جمله تهران) به نام خليج فارس از جمله اقدامات سمبليك در اين زمينه است. رخداد ميمون ديگر حمايت و تشويق دولت به فعاليتهاي پژوهشي در دانشگاهها و مراكز تحقيقاتي بود. اين حركت اثر خود را به خوبي نشان داد بهطوري كه شتاب انتشار مقالات علمي دانشمندان و دانشگاهيان ايراني در مجلات بينالمللي و بهخصوص ISI افتخاري بزرگ و قابل ستايش است. متأسفانه ضعف ما در زمينه علوم زيستي، زمين شناسی و بسياری از شاخههای علوم باعث شده است نتوانيم آن طور كه شايسته است توليدات علمي خود را در زمينه تحقيقات خليج فارس گسترش داده تا با انتشار مقالات علمي جلوي انتشار ويروس تزريق شده كشورهاي عربي به نام خليج عربي را بگيريم. يكي از نكاتي كه در مقاله سال 1373 ذكر شده بود ضعف ارتباطات علمي مراكز داخلي با محققان خارجي بود كه آنها را به سوي تحقيقات علمي در كشورهاي عربي سوق ميداد كه نهايتا در مقالات خود از نام خليج عربي استفاده ميكردند. اين انتظار ميرفت كه با گسترش فعاليتهاي علمي و بازديدهاي مستمر تيمهاي تحقيقاتي و دانشگاهي كشورهاي غربي و بهخصوص اروپايي از ايران شاهد روند معكوس در استفاده از نام خليج عربي در مقالات خارجي باشيم اما متأسفانه شواهدي كه اين نگارنده در اختيار دارد بهدليل فقدان سياست منسجم و هدايت شده در فعاليتهاي علمي ناكامي ما را در اين خصوص نشان ميدهد. بهخصوص آن كه در سال 2007 مجددا استفاده از نام خليج عربی شتاب بيشتری گرفته است. ذكر دو مورد زير مشتي از خروار است كه ميتواند تامل برانگيز باشد: 1 - در سال 2001 و قبل از آن يك گروه حشره شناس اتريشي به سرپرستي آقاي برنارد گوتلب به ايران آمده و با حمايت گسترده سازمانهاي دولتي و بهخصوص سازمان حفاظت محيطزيست حشرات ايران را در بسياري از مناطق حفاظت شده مانند پارك ملي گلستان جمع آوري نمودند. سپس كتابي تحت عنوان تحقيقات سفر علمي جانورشناسان اتريشي به مناطق شمالي ايران در سال 2001 در اتريش منتشر نمودند كه در صفحه 105 آن نقشه ايران با نام خليج عربي چاپ شده بود. جالب آن است كه اين كتاب داراي عنوان و خلاصه فارسي است و در بخش تشكر از تعداد زيادي از مقامات سازمان حفاظت محيطزيست و از جمله رياست سابق آن خانم ابتكار تشكر شده است. بهرغم آن كه اين موضوع به اطلاع سازمانهاي دولتي رسانده شد، مشخص نيست آيا اقدامي در اين خصوص صورت گرفت؟ به تازگي شنيدم كه همين فرد براي چندمين بار به ايران آمده است. سؤال اين است آيا ايشان اشتباه خود را تصحيح كرده است؟ آيا از توهيني كه به افتخارات ملي ما نموده است عذرخواهي كرده كه دوباره با فرش قرمز از ايشان استقبال كنيم؟ ژ 2 - در حال حاضر چندين مركز دانشگاهي و پژوهشي آلماني كه در مورد تنوع زيستي ايران با همكاران دانشگاهي ايران فعاليت ميكنند بهطور مرتب به انتشار مقالات و كتب علمي با استفاده از نام خليج عربي ميپردازند. در يكي از اين موارد در مقالهاي كه در آخرين شماره ژورنال معتبر Taxon (شماره 56، سال 2007، صفحههای 1151، 1157 و 1163) منتشر شده است، يك تيم بينالمللي به سرپرستي محققان دانشگاه ماينز آلمان (Kadereit و همكاران) مقالهاي در مورد جنس ساليكورنيا منتشر كردند كه در تمام مقاله از نام خليج عربي استفاده شده است. لازم به ذكر است كه اين گياه از مقاومترين گياهان شورپسند است كه تنوع خاصي در ايران دارد. آنچه بيش از همه سؤال برانگيز است اين است كه نمونههاي گياهي ايران در اين مقاله توسط يك دانشجوي سابق كارشناسي ارشد يكي از دانشگاههاي معتبر تهران با استفاده از امكانات آن دانشگاه جمع آوري و در اختيار آنها قرار داده شده است. حتي آقاي كادرايت سال گذشته با كمك يكي از دانشجويان ايراني خود و همكاران دانشگاهي به ايران سفر داشته و در همان دانشگاه سخنراني نمودند. در زير به چند پيشنهاد اشاره ميشود: 1 - حمايت خاص از كليه مقالات بينالمللي محققان داخلي كه در آنها بهطور مشخص و برجسته (بهخصوص در نقشهها) از نام خليج فارس استفاده شده است. براي نمونه تشويق مادی ميتواند نقش مهمي در اين زمينه ايفا كند. 2 - حمايت مالي از طرحهاي تحقيقاتي داخلي و بينالمللي كه بهطور مستقيم به تحقيقات در خليج فارس ميپردازند. براي نمونه ميتوان شركتهاي درگير در طرحهاي نفت و گاز و پتروشيمي را موظف به پرداخت هزينههاي پژوهشي محققان و بهخصوص زيست شناسان، بوم شناسان، باستان شناسان و زمين شناسان كرد كه به مطالعات پايهاي در مورد خليج فارس ميپردازند و در قراردادها بهطور مشخص آنها را موظف به استفاده از نام خليج فارس نمود. برای نمونه در سال 2007 جمعا 133 مقاله با نام خليج فارس در SCI فهرست شده است كه در 67 مورد نام خليج فارس را به نادرست استفاده كردهاند. با توجه به گسترش فعاليتهای پژوهشی در كشور و افزايش تعداد دانشگاهها و مراكز پژوهشی با كمی درايت و برنامهريزی میتوان تعداد مقالات با نام خليج فارس را به دو و حتی چند برابر فعلی افزايش داد. فرض كنيم دولت در سال كليه هزينههای طرح ها و پايان نامههايي كه منتج به انتشار مقالات ISI در مورد خليج فارس میشود را تا سقف 10 ميليون تومان حمايت كند؛ فقط با يك ميليارد تومان می توان در سال 100 مقاله معتبر در مورد خليج فارس منتشر كرد كه به راحتی اختلاف فاحشی در وضع فعلی بهوجود می آورد. 3 - انجام مكاتبات رسمي يا ارسال نامه گروهي از طرف استادان دانشگاه به محققاني كه در مقالات و كتابهاي خود از نام خليج عربي استفاده ميكنند و توصيه و تشويق آنها به اصلاح در مقالات بعدي. برخوردهاي مدني مي تواند نقش بسيار مهمي در اين خصوص داشته باشد. براي نمونه اقدام اينترنتي دهها هزار ايراني در برخورد با اقدام National Geographic Society باعث اصلاح اشتباه توسط آن مؤسسه شد. 4 - درصورتي كه انجام مكاتبات نتواند تأثيري در عملكرد اين افراد داشته باشد، لازم است از طريق مراجع ذيصلاح (مانند وزارت امور خارجه و نمايندگيهاي جمهوري اسلامي ايران) به اين افراد اجازه سفر به ايران داده نشود و انجام همكاری با چنين افرادی ممنوع گردد. 5 - ابلاغ آيين نامهاي به دفاتر روابط بينالمللي دانشگاهها و وزارتخانهها و سازمانهاي دولتي و خصوصي و بهخصوص استادان دانشگاه جهت جلوگيري از دعوت استادان و محققاني كه در مقالات خود از نام خليج عربي استفاده ميكنند. با توجه به گسترش اطلاع رساني الكترونيكي هيچ عذري در اين مورد پذيرفته نيست چرا كه در چند دقيقه ميتوان اين افراد را شناسايي كرد. 6 - برخورد جدي با كساني كه بدون رعايت مصالح ملي حاضرند بهدليل منافع كوتاه مدت مانند امكان دريافت پذيرش، قرار گرفتن نامشان در مقالات خارجي، دريافت پول يا بورس تحصيلي يا انجام يك سفر خارجي ذخاير ژنتيكي كشور را به دست محققان خارجي دهند كه كوچكترين اهميتي براي افتخارات تاريخي و ملي ما قائل نيستند. فراموش نكنيم كه حفظ عزت و افتخار ايراني بودن از هر چيز ديگري با ارزشتر است. يكي از تلخترين رخدادها در اين زمينه آن است كه افرادی كه از نظر علمي قادر به انجام فعاليتهاي پژوهشي نيستند با ارسال ذخاير ژنتيكي كشور به كشورهاي خارجي يا با دعوت خارجيها به ايران، ذخايري را كه حق مسلم محققان داخلي و نسلهاي آينده است ، به راحتی در اختيار كسانی قرار می دهند كه كوچكترين ارزشي براي ايران و ايراني قايل نيستند *عضو هيات علمی دانشگاه تهران
به امید ایرانی آباد و آزاددر سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
ساعت بدست پايگاه آريو برزن |
|
|
وارد شدن روسیه در طرفداری از امارات و موضع گیری در مورد جزایر تهدید جدی را متوجه منافع ملی ایرانیان می کند. در همین راستا سازمان جوانان حزب پان ایرانیست با صدور بیانیه ای موضع گیری صریح و شفاف خود را بیان داشت به نام خداوند جان و خرد پاینده ایران ۱-سازمان جوانان حزب پان ایرانیست اظهارات اخیر مقامات روسی در قبال جزایر همیشه ایرانی را مصداق بارز دخالت آشکار در امور داخلی ایران و برخلاف حسن همجواری ,روح قوانین بین الملل و صلح و امنیت جهانی قلمداد کرده و این نوع اظهارات مداخله جویانه را به شدت محکوم می کند. جدای از نیت مقامات روسی در این نوع از اظهار نظرها که می بایست به دقت مورد بررسی قرار گیرد به نظر می رسد تعبیر "ادعاهای واهی امارات"در قبال جزایر همیشه ایرانی ,از سوی دولتمردان روس به "مساله ی مورد اختلاف میان ایران و امارات "و موضع گیری یکجانبه در این زمینه بیانگر آگاهی این مقامات از واقعیت امر می باشد.مساله ای که میان ایران و امارات وجود دارد,ادعاهای واهی امارات در قبال تمامیت ارضی ایران هست نه مساله ای بنام "مساله جزایر". سازمان جوانان حزب پان ایرانیست امیدوار است ,توجه روسها به حل "مسائل منطقه ای "و حفظ صلح و امنیت جهانی جدی بوده و گامی بسوی حل مناقشات و بحرانهای منطقه ای وجهانی و ازجمله مساله ی چچن و پایان بخشیدن به کشتار و ارعاب سیستماتیک مسلمانان بی گناه چچن و داغستان ,از سوی روسها برداشته شود. 2-جدای از دلایلی که می توان برای این نوع از اظهارنظرها مورد شناخت قرار داد,بی هیچ تردیدی سیاستهای فرو دستانه ی دستگاه دیپلماسی نسبت به روسها عاملی مهم در بروز رفتارهای غیر مسولانه ی مقامات روسی در قبال ایران بوده است.با وجود آنکه روسها با تکیه بر مسائل ایران در صحنه بین الملل ,توانسته اند منزلت بین المللی خود را افزایش دهند و ازمواهب اقتصادی ایران و یا طرفهای درگیر با ایران بهره مند شوند اما بشدت رفتارهای غیر مسولانه در قبال ایران داشته و دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی نیز مرعوب آنان بوده است.روسها در زمینه نیروگاه بوشهر بویژه در مورد "سوخت مصرف شده"نیروگاه شرایطی برخلاف مفاد پیمان نامه به ایران تحمیل کردند و از تعهدات خود به کرات تخطی داشته و تکمیل نیروگاه بوشهر را به تحمیل هزینه های سنگین به ایران ,به تاخیر انداختند و علیرغم مناسبات اقتصادی یکجانبه گسترده با ایران بر تمامی تحریمها علیه ایران صحه گذارده و درنهایت آنکه ولادیمیر پوتین در آخرین روزهای ریاست جمهوری خود,بر دور جدید تحریمها علیه ایران دستینه نهاد و آقای احمدی نژاد بعنوان رئیس جمهور جمهوری اسلامی در پاسخ به خبرنگاری که این مساله را مورد پرسش قرار داده بود,عنوان کرد که این مساله تاثیری در روابط ایران و روسیه نخواهد داشت.روشن است که این نوع اظهار نظرها که با عدم واکنش مجلس نیز همراه است خود مشوقی برای روسها جهت این نوع رفتارها قلمداد می شود.بدیهی است عدم واکنش مقامات مسول در قبال این نوع ادعاهای مداخله جویانه مصداق اقدام علیه امنیت ملی و بطور حتم قابل پیگیری بوده و کوتاهی در این زمینه ها قابل گذشت نمی باشد. پاینده ایران سازمان جوانان حزب پان ایرانیست ۴/۳/۱۳۸۷ خورشیدی **************************************** روزنامه آفتاب یزد مورخ چهارم خرداد ۱۳۸۷ گـروه سـيـاسـت خـارجـي: روسـيـه بـه درخواست امارات در خصوص متقاعد كردن ايران به پذيرش پيشنهاد امـارات در خـصوص حل مساله جزاير سه گانه از طريق مذاكرات مستقيم و يا ارجاع به دادگاه بين المللي ، واكنش مـثـبـتـي داده اسـت.بـه گـزارش خـبـرگـزاري امارات (وام) ، مسكو موافقت خود را در اين خصوص در جريان ديدار عـبـدالـعـزيـز الـغـريـر رئـيـس شـوراي مـلـي فـدرال امـارات با آندري دينيسوف معاون وزير خارجه روسيه اعلام كرده اســت.ديـنـيـســوف اظـهــار داشــت: ايــران روابــط خـوبـي بـا همسايگان خود و به ويژه امارات كه متعهد به حل مسالمت آميز مساله جزاير سه گانه است دارد.وي افزود: روسيه به سختي كار خواهد كرد تا ايران را به پذيرفتن درخواست امـارات در خـصـوص حـل مـسـالـه جزاير سه گانه متقاعد كـنـد.ديـنـيـسـوف در ايـن ديـدار بـا اشـاره بـه تـوافـقـنـامههاي متعددي كه انتظار مي رود ميان روسيه و امارات امضاء شود از روابط دو كشور ابراز خرسندي كرد.همچنين شوراي فدرال روسيه نيز از حق امارات متحده عربي براي آنچه( كه بازگرداندن 3 جزيره اشغالي از سوي ايران خوانده شده)! حمايت كرد. شوراي فدرال روسيه در عين حال از ايده تشكيل يك كـمـيـتـه پـارلـمـانـي امـاراتـي، روسـي و ايـرانـي بـراي بررسي مـوضـوع جـزايـر سـه گـانه ايراني حمايت كرده است. اين ادعـاهـا از سـوي سـرگـئـي مـيـرنـوف رئيس شوراي فدرالروسيه در نشستي با هيات شوراي ملي فدرال امارات به ريـاسـت عـبدالعزيزالغرير رئيس اين شورا و هيات شوراي فدرال روسيه ايراد شد. ميرنوف منطقه خليج فارس را يك منطقه حساس خواند كه اوضاع سياسي آن به صلح و امنيت در سراسر جهان تاثير مي گذارد. وي ادعا كرد كه حل صلح آمـيـز مـسـاله جزاير سه گانه به حفظ صلح و امنيت منطقه كمك مي كند و روسيه آماده است از تمام تلاش خود براي راه حل صلح آميزي در خصوص اين جزاير استفاده كند. الغرير نيز با تاكيد بر روابط امارات و روسيه گفت: روسيه مي تواند نقش قابل توجهي در ميانجي گري ميان امارات و ايران در خصوص جزاير سه گانه ايفا كند. به امید ایرانی آباد و آزاددر سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
ساعت بدست پايگاه آريو برزن |
|
|
نشانی تارنمای اصلی ما بدون فیلتر:این جا کلیک کنید خرمشهر را ناسیونالیسم ملت ایران آزاد کرد
ايران! ايران! ايران! اي كشور آريان! نامت بجاست و مهرت در دل ما، بدبخت تر از خائن تو، اهريمني نيست، خوشبخت تر از سرباز تو، شهيد تو، كيست؟ شادباد، شادباد، شاد باشيد اي شهيدان راه ايران كه به قرن ها در دل دشت ها، كوه ها و درياهاي ميهن، به خون خود كفن پوشيده و خفته ايد، نام شما و ياد شما، افتخار ماست و درس زندگي ما.كيست كه برترين آرزوي خود را شهادت در راه ايران مي داند؟"...مــا"( فرازی از هفت پیمان حزب پان ایرانیست)
پانیرانیست های خوزستان در گردهمایی بزرگ ایرانیان،10 اردی بهشت روز ملی خلیج فارس روبروی سفارت امارات ۳ خرداد نقطه ای درخشان در تاریخ مبارزات ملی ایران زمین است، روزی که بخشی از خاک به اسارت در آمده مام میهن از دست دشمن تازی به در آمد. عمليات بيتالمقدس در دهم ارديبهشت 1361 آغاز شد و در چهار مرحله عمليات نهايتا در سوم خرداد 1361 به آزادسازي خرمشهر انجاميد و تلفات زيادي به دشمن بعثي وارد آمد. خرمشهر كه پس از 35 روز پايداري و مقاومت در 4 آبان 1359 به اشغال دشمن در آمده بود، پس از 578 روز (19 ماه( از اشغال درآمد واين پیروزی بزرگ، دفاع مقدس(واژه ای که نخستین بار سرور پندار رهبر حزب پان ایرانیست وارد ادبیات سیاسی جنگ نمود) را وارد مرحله نويني كرد و براي اولين بار از شروع جنگ تحميلي ايران در موضع قدرت قرار گرفت.همچنين اين پيروزي بزرگ آمريكا و ساير قدرتها را سخت به وحشت انداخت و آنان كه از پيروزي نهايي ايران سخت بيمناك بودند، به تجهيز و تقويت بيش از پيش رژيم صدام پرداختند. در راه این پیروزی خون های بسیاری بر زمین ریخته شد اما رهبر وقت انقلاب فرمودند خرمشهر را خدا آزاد کرد!؟بله خرمشهر را خدا آزاد کرد اما ملت ایران برای آزادی آن جنگید و خون داد جوانان این مرز و بوم اهورایی بودند که در برابر تیرهای دشمن سینه سپر کردند و ... قدرت ناسیونالیسم در رگ و خون جوانان بود که نگذاشت ننگ جدایی خطه ای بر پیکر ایران بنشیند.شوربختانه هیات حاکمه برای بدست آوردن مشروعیت شهیدان را همچون دیگر کسان به سود خود مصادره کرده اند به گونه ای که جوانان کم سن و سال گمان می کنند که آنانی که در دفاع مقدس شهید شده اند همگی مسلمان شیعه بوده اند و برای دفاع از اسلام شهید شده اند غافل از آنکه شهیدان سنی مذهب، زرتشتی و مسیحی و غیر مسلمانان که در این دفاع مقدس نیز حضور داشتند.آنها برای چه به جبهه های جنگ رفتند؟آیا جز برای دفاع از خاک و میهن و ناموس و شرف ایرانی خود بوده است.
سه فرتور(عکس) از همایش بزرگ پان ایرانیست ها در خرمشهر رابرای شما آماده کرده ام تا راستی گفتار برای شما آشکار گردد. پل خرمشهر در سمت چپ عس آشکار است. ![]()
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
ساعت بدست پايگاه آريو برزن |
|
|
**تارنمای اصلی ما که فیلتر شد کماکان همزمان با این تارنما بروز میگردد** برای بایگانی در تاریخ پاینده ایران پس از ۳۰ سال شعارهای پان ایرانیست بر روزنامه های ایران نقش بست و این به معنای آنست که تا کنون درست عمل کرده ایم و این یعنی یک گام تا پیروزی
روز 10 اردی بهشت روز ملی خلیج فارس آمد(وگذشت) و بر اساس برنامه و فراخوان از سوی سازمان جوانان حزب پان ایرانیست،ایرانیان میهن پرست و معترض در برابر سفارت امارات گرد هم آمدند تا اعتراض خود در برابر زیاده خواهی و یاوه گویی های کشورهای عربی و سکوت هیات حاکمه ایران را به گوش همگان برسانند. اخبار این همایش کم مانند در همه رسانه های فارسی زبان برون مرزی ،ماهواره ها و تارنماهای اینترنتی درون و برون کشور بازتاب گسترده ای داشت و خبرگزاری های ایران از جمله ایسنا،ایرنا،فارس نیوز،مهر نیوز و... نیز پوشش خبری تصویری خوبی از این مراسم داشتند و روزنامه های چاپ شده در فردای روز گردهمایی نیز با استقبال از این مراسم،اغلب آنرا در تیتر یک خود کار کردند،مهمترین اندیشه برای میهن پرستان پان ایرانیست این بود که توجهه همگان را به این نکته بکشاند که چه خطر بزرگی ایران و تمامیت ارضی کشور را تهدید می کند و یادآوری شود که به ایران بیاندیشیم که در این راه نیز به پیروزی رسیدیم و دیدیم چگونه پس از این برنامه دلاور مردان و زنان آذرآبادگان چه کردند و با راهپیمایی 200 هزار نفره در روز ملی خلیج فارس چنان سیلی محکمی به گوش جدایی خواهان پان ترک ودیگر دشمنان ایران زدند که تا مدت ها از سرگیجه روی پای خود بند نخواهند شد!درود بر شرف آنها. و اما..... در ادامه شایسته است نکاتی را در زمینه بی انصافی و غرض ورزی رسانه ها در بازتاب آنچه گذشت برای خوانندگان آشنا با ما و دیگران یاد آور شوم: 1.بی انصافی و بی مهری رسانه های مکتوب و اینترنتی به آن اندازه بود که علیرغم دانست حتا از یادآوری این نکته که مراسم به فراخوان سازمان جوانان حزب پان ایرانیست بوده است خودداری می کردند. در ادامه تصاویر روزنامه های ایران و گزارش ها و عکس های آنان از این روز بزرگ را خواهید دید اما دریغ از یک بار آوردن نام پان ایرانیست!تنها یکی از روزنامه ها به گرو های ملی و در پرانتز نام "جبهه ملی"اشاره داشت و دیگران هم علیرغم درج عکس جمعیت با پلاکاردها و شعارهای پان ایرانیستی و ملی به یادکرد نام دفتر تحکیم وحدت ،انجمن اسلامی دانشجویان مستقل ،فعالان نهادهای مردمی، مردم عادی و مومن ودانشجو بسنده کردند. 2.تعداد جمعیت یکی دیگر از مواردی بود که باید بدان اشاره نمود برخی با ذکر تعداد 200 نفر نهایت بی شرمی را در بازتاب خبر داشتند.پیش از ساعت 11 و آغاز رسمی مراسم تعدادی بیش 500 نفر در جلوی سفارت امارات گردآمده بود که به سرعت درهمان دقایق اولیه پس از 11 به دو هزار نفر رسید که مدام رو به افزایش بود و تصاویر بیش از همه چیز گویای این نکته است. 3.در همه روزنامه و بیشتر تارنماها از انجمن اسلامی دانشجویان نام برده شده بود اما یک نکته که از دید آقایان پنهان مانده بود باشندگان پیر و کهنسال و پوشش امروزی ِجوانان با نشان های فروهر در گردن و زنان و دختران با مانتو و روسری ها رنگارنگ در این مراسم بود و همچنین شعارهای در دست گرفته شده از سوی مردم و حضور چهره های جوان ملی و اندامان و افراد سرشناس حزب پان ایرانیست گویای چیز دیگری بود. 4.به گفته باشندگان در محل ،تعداد افرادی که از اراک و با عنوان انجمن اسلامی دانشجویان مستقل(!؟) بیش از یک اتوبوس ولوو نبود و این را از عکس نماز جماعت آنها در برابر سفارت می توان دریافت. این را با تعداد افراد حاضر در ساعت 11 و پیش از آمدن این گروه که در همه عکس ها آشکار است بسنجید و اینکه چرا برخی اقدام به بازتاب مراسم دوم با عنوان "دانشجویان و تحکیم وحدتی و بسیجی ها و انجمن اسلامی "کردند جالبتر اینکه از عکس های جمعیت با پلاکاردها و شعارهای پان ایرانیستی(نیرزد آن خون که نریزد به راه پاسداری این خاک –فلات ایران به زیر یک پرچم-یگیانگی همه اقوام ایرانی-به یادعملیات بیت المقدس- پیش تا به مرز خویش-ارتش ایران کجاست) استفاده شده اما متن گزارش ِهمایش از افراد انجمن اسلامی و ...است! این مورد واپسین باعث شده برخی نیروهای چپ و مخالف ملی دچار اشتباه شده و در بیانیه ها و نوشتارهایتان تحلیل های اشتباه ارائه داده و هر آنچه که می وانستند نثار ما کردند.ما در راه نگاهداری تمامیت ارضی دست همه ایرانیان را فرای دیدگاه های ایدئولوژیکی می فشاریم. برخی شعارها به عمد یا از روی بی توجهی به اشتباه در روزنامه ها چاپ شد؛ ناخرسندی خود را از هفته نامه امرداد ارگان زرتشتیان را بیان می دارم که آنان افزوده بر اینکه ملی هستند چونان دیگر روزنامه ها نامی از پان ایرانیست نبردند (که البته آشکار است زیر فشار حاکمیت بوده است )اما ناراحت کننده این است که بخش هایی از گزارش گردهمایی و شعارهای درج شده در آن نشریه نیز دارای اشتباه است.(یکشنبه 22 اردی بهشت 1387رویه دوم شماره 183) همه ی بریده های روزنامه را در یک فایل، یکجا دریافت کنیددانلود (روزنامه ها به شکلی اسکن شده که متن خوانا باشد. برای خواندن متن عکس ها را ذخیر کرده سپس بخوانید .در صورت نیاز به عکس ها با کیفیت بالاتر ایمیل بزنید).
به امید ایرانی آباد و آزاددر سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
ساعت بدست پايگاه آريو برزن |
|
|
رويه نخست رايانامه بايگاني |
| درباره تارنما |
درفش حزب پان ایرانیست
_________________________ نشاني تارنماي اصلي و فيلتر شده www.paniran.blogfa.com ایرانی ..... باید برسد روزی که در دامان ایران بزرگ ملتی سعادتمند و بی نیاز زندگی کند در ایران فردا خانواده های پریش و بی چیز اطفال معصوم لخت و گرسنه زنان سرگردان و بی خانمان مردان بیکاره و مجرد سیه روزی و خیانت ضعف و ناتوانی نباید دیده شود . ملتی نیرومند ملتی واحد در سرزمین پر ثروت خود با شادی کار خواهد کرد . خانواده های سعادتمند ایرانی ، در سرزمینی که مال آنهاست با افتخار زندگی میکنند سینه ستبر مردان نیرومند کانون پر ارزش ترین آرزوهای ملی آغوش گرم مادران جایگاه پرورش فرزندان دلیر و برومند خانواده های بی نیاز و آرمانخواه سنگرهای تسخیر ناپذیر سرافرازی ایران .......... اینها تظاهر زیست سرافراز فردای پر افتخار ما است . اکنون ...... این نیروهای بیدار و دلیر کوششهای به جا و انحراف ناپذیر نهضت ملت پرستانه ما به سمت آرمان مقدس خود به پیش میروند تمام شما مردم ایران زمین ......... همه شما زنان و مردان ........ دختران و پسران ایرانی را ندا می دهیم که در این راه هم آهنگ شوید راهی که به سوی آرمان ملت کشیده می شود آرمانی که بر پرچمهای بر افراشته صفوف جوانان ایران نقش بسته است آرمانی که ما می گوییم و شما می گویید راهی که ما می پوییم و شما می پویید این است آنچه که ما می گوییم و آنچه شما می خواهید : فلات ایران به زیر یک پرچم ################## آرمان ما در این تارنما گسترش ميهن پرستي و مبارزه با اندیشه های ضد ايراني مي باشد. برای ساختن ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی و مقتدر به ما در حزب پان ایرانیست بپیوندید.دست گرمتان را می فشاریم. چو ایران نباشد تن من مباد بدین بوم وبرزنده یک تن مباد _______________________ براي ديدن بايگاني نوشته هاي پيشين به تارنماي اصلي برويد |
|
RSS
|