![]() |
![]() |
|
| اين تارنما در بيشتر نقاط ايران فیلتر شده است-نشاني تارنماي اصلي www.paniran.blogfa.com |
|
پاينده ايران
نشاني اصلي و بدون فيلتر تريبون آزاد پان ايرانيست در خوزستان http://paniran.blogfa.blogfa.com/
با درود به شما هم ميهن گرامي براي ديدن تارنماي اصلي ما و بايگاني نوشته هاي پيشين به نشاني اصلي ما برويد . اين تارنما كه به عنوان تارنماي پشتيبان كار ميكرد و از امروز بروز نمي گردد.در صورتي كه نشاني بدون فيلتر تارنماباز هم از سوي حكومت فيلتر شد به اين مكان بازخواهيم گشت. ياران گرامي تارنماي نويس كه به اين تارنما پيوند داده اند مهر بفرمايند و نشاني زير را پيوند دهند. به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
ساعت بدست پايگاه آريو برزن |
|
|
به نام خداوند جان و خرد پاینده ایران بنا به اخبار منتشره ,گروهی از بازداشت شدگان مورخه ی 24/3/1387 از جمله سرور ویدا دهقانیان در اعتراض به وضعیت بازداشت و نگهداری خود ,اقدام به اعتصاب غذا کرده اند .ضمن اعلام همراهی با یاران خود,سازمان جوانان حزب پان ایرانیست با محکوم کردن نقض گسترده ی حقوق فعالان و زندانیان سیاسی - اجتماعی ,که در اشکال و انحای مختلف اعمال می شود ;نسبت به عواقب این رفتارهای غیر مسوولانه ,غیر دموکراتیک و غیر قانونی به شدت هشدار می دهد. سازمان جوانان حزب پان ایرانیست با خطاب به ملت بزرگ ایران و فعالان و زندانیان سیاسی وطن پرست ,متذکر می شود که این سرزمین را هزاران هزار ایرانی آزاده و فداکار و جانباز در طول هزاران سال از آفات زمان پاس داشته اند و چه مشقتهایی که در این راه به جان خریده اند .چه خون دل ها خورده و چه شکنجه ها و دردهایی کشیده اند و چه جانهایی بدین راه سرفرازانه نثار کرده اند .به یاد می آوریم !در طول هشت سال دفاع مقدس ,فرزندان این آب و خاک با دستهای خالی به مصاف دشمنان شتافتند ;شهادت و نقص عضو را پیش چشم خود دیدند و دانستند اگر اسیر دست دشمن شوند در نبود هیچ حامی و پناهی در سکوت سازمانهای حقوق بشری و نهادهای بین المللی در زندانهای دشمن با شکنجه هایی مخوف روبه رو می شوند .اما در تما م این مدت نه جبهه ها از سرباز خالی شد و نه رسالت پاسداری از وطن فراموش. امروز شما ای فرزندان ایران ,در میان 70 میلیون خانواده ی خود به سر می برید .خانواده ای که باید تک تک افرادش یارو یاور و پشت هم باشند و چنین نیز خواهد بود.ما بر خود وظیفه می دانیم که صدای دوستان خود را با بهره بردن از تمامی امکانات مشروع به گوش آزادگان و هموطنان خود برسانیم .نه زندان و نه شرایط سخت هیچ کدام مانعی جدی در راه آرمان سرفرازی ملت ایران نمی تواند باشد. امیدواریم مسببین این وضعیت با اصلاح عمل خود مانع از گسترش فضای بوجود آمده در داخل زندان به محیط خارج ازآن شوند. پاینده ایران سازمان جوانان حزب پان ایرانیست 18/4/1387 خورشیدی |
|
+ نوشته شده در
ساعت بدست پايگاه آريو برزن |
|
|
کودتای نوژه – خیزش ارتش ايران در 18 تير ماه1359
قيام ١٨ تير ١٣۵٩يکی از تجليات با شکوه هم آهنگی ملت و ارتش ايران برای نجات کشور بشمار ميرود. اوج دلاوری ارتشيان را زنده يادان افسران و درجه داران ارتش شاهنشاهی ايران همراه با ميهن پرستان دلير در درون مرز نشان دادند. اين قيام به سبب توطئه بيگانگان و خيانت بيگانه پرستان، پيش از موفقيت نهائی به خون نشست و بيش از ٢٨٣ تن از دلاوران غيور ايران را به جوخه های تيرباران سپرد.حماسه ١٨ تيرماه ١٣٥٩ ، حماسه جانبازی دليرانی بودکه درتلاشی نوميدانه ولی مصمم برای نجات کشورشان ازسقوط به ظلمات قرون وسطائی، مرگی مردانه رابه جان خريدند در این برنامه بنا بود که با پرواز هواپیماها از پادگان شاهرخی بیت خمینی،فرودگاه امام و چندین نقطه حساس در تهران بمب باران و رژیم فلج شود که البته به دلایلی ناکام ماند. حتی يکنفر ازآنان ،چه زن وچه مرد، چه لشگری وچه کشوری،پيرو جوان، ازبالاترين رده های ارتشی گرفته تاسربازساده دربرابر دژخيمان اظهار عجز نکردوسرفرودنياورد. حماسه ای که اينان آفريدند يکی از غرورانگيزترين حماسه تاريخ ماپس از قيامهای پياپی دوقرن اول اسلامی دربرابرتازيان استيلاگربود. ريشهری قاضی ٢٤ ساعته که در اين مدت کوتاه حکم اعدام بيش از ٢٤٠ نفر را صادر کرد؛ درباره اين دليران قيام ١٨ تيرماه ميگويد: بطوريکه دربازجوئيهامشخص کرديم عناصراصلی کودتای نافرجام نوژه عبارت بودنداز: ساواکی ها؛ ماموران ضدانقلاب رژيم سابق؛ بهائی ها؛ تعدادی از دراويش وعده زيادی زنان فاحشه! قيام مردانه حماسه آفرينان ١٨ تير اصولا" بخت بسياری برای پيروزی نداشت زيراکه درآن هنگام منافع سياسی ونظامی واقتصادی وخصوصی بسياری؛ شکست چنين قيامی راايجاب ميکرد. ولی ترديد نداشته باشيم که همه ناگفته های اين فاجعه گفته خواهدشد؛ وهمه واقعيتهای اين حماسه شکوهمند که چگونه اين شيرمردان فداکار را دست وپابسته تسليم دشمنان کردند؛ به آگاهی آيندگان خواهد رسيد. سرگرد خلبان فرخزاد جهانگيری درجلسه دادرسی درپاسخ ريشهری گفت» : مابرای پول يابرای مقام دست به قيام نزديم. «.دراينصورت لازم نيست بپرسيد که ازکارمان پشيمان هستيم ويانيستيم؟ البته که نيستيم .
روایت میکنند که یکی از سربازان زیر فشار روانی شب پیش از عملیات جریان را با مادر خویش در میان می گزارد و او هم ماموران حکومتی را خبر میکند که البته این رواین چندان درست و مستند نیست و از سوی دیگر بسیاری با لاف وگزاف وبا تفاخر ادعاکردندکه کشف کودتای نوژه ازمفاخر آنها است. ابوالحسن بنی صدر رئيس جمهورملايان مدعی شدکه روزپيش از قيام (دوگروه سياسی) جريان رابه اواطلاع داده بودند. سرتيپ ظهيرنژاد ادعا کرد که يک ماه پيش اطلاعات مربوط به اين قيام به دفتراورسيده بودودوهفته بعد از آن ١٥ نفر در اين رابطه دستگيرشده بودند.مسعودرجوی اطمينان ميداد که (کودتا) را او لو داده است. وکيانوری رهبر حزب توده تاکيدداشت که اين اطلاعات رااولين بار اودراختياررژيم گذاشته است. ريشهری نيزمدعی بود که دانشجويان ازپنج ماه پيش اين برنامه رابه او خبرداده بودند. ابوشريف؛ مصطفی چمران و جواد باهنرهرکدام اين افتخار را مربوط به خودشان دانستندهر چه هست عوامل چپ و کمونیست ها در این باره تاثیر گزار بودهع اند. چهره بسياربارز اين گروه ٢٨٠ نفری سرتيپ خلبان آيت محققی است که ازنظرسلسله مراتب نظامی بعد از سپهبد سعيدمهديون مقام ارشدگروه بود و ازبهترين خلبانان ارتش شاهنشاهی بشمارميرفت. ويديوی ضبط شده جلسات دادرسی او توسط خود رژيم تهيه شده بود که مورداستفاده تبليغاتی قراربگيرد ؛بيانات آرام؛شمرده وروشن سرتيپ محققی که ازآغاز تاپايان آن هيچ جانشانی ازضعف درآن نميتوان يافت؛ نمونه غرورانگيزی ازطرزفکروسخن يک سربازشايسته ايران است.او در محاکمه خود به ريشهری ميگويد: يادم هست که دريک بازجوئی قبلی؛ بشماگفته بودم که ممکن بود در دو ساعت اول حداکثر ٢٠ % از ارتش و يامردم ازماحمايت کنند. ولی بعد ازدوساعت اول حداقل ٤٠ % حمايت خواهندکرد؛ تا غروب ٨٠ % و تا صبح روزبعد احتمالا %١٠٠" «. تصاویر تعدادی از اعدامیان نوژه
گوشه ای دیگر از تلاش های میهن پرستان ارتش شاهنشاهی برای سرنگونی رژیم ایران در سی سال گذشته: *زنده ياد سپهبد بقراط جعفريان يکی از اميران دلاور ارتش شاهنشاهی ايران بود که در بحبوحه شورش سال 57 به قصد فرو نشاندن آن دست بکوشش زد. شورشيان و حاميان بيگانه آنها اين امير دلاور را در حين پرواز با هلی کوپتر ميان دزفول و اهواز که بمنظور هم آهنگ کردن حرکت يگانهای تحت فرماندهی خود جهت عزيمت به سوی پايتخت و سرکوب شورشيان در حرکت بود به آتش بستند و بقتل رساندند. چه کسانی ايشان را بدون پشتيبان گذاشت و چه کسانی گلوله و تفنگ در اختيار اوباش و اراذل گذاشت؟! *زنده ياد ناخدا شهريار شفيق يکی از اولين افسران ارتش شاهنشاهی ايران بود که پس از شورش سياه سال 57 به مبارزه با جمهوری اسلامی برخاست و تلاش گسترده ای برای از بين بردن جنايتکاران و ترور آفرينان نمود.اما جنايتکاران اسلامی اين مرد دلاور را ترور کردند تا حرکت ارتشيان را در نطفه خفه کنند که البته موفق نشدند و دوستان و همرزمانش راه او را ادامه دادند. *زنده ياد سرتيپ جواد معين زاده، امير ارتش شاهنشاهی ايران بود که با ايجاد "ارتش رهائی بخش ايران" اولين سازمان(نظامی –سياسی) را بر عليه رژيم مذهبی ایران بنيان گذاشت . "آرا" ارگان رسمی اين سازمان در سال های ابتدائی شورش ۵٧ اولين نشريه مبارزان خارج از ايران بود که ميهن پرستانی را برای سرنگونی رژيم آخوندی در کنار هم قرار داد. *زنده ياد ارتشبد غلامعلی اويسی، از اميران ارتش شاهنشاهی بود که بر عليه رژيم جمهوری اسلامی قيام کرد. بسياری از ارتشيان و ميهن پرستان مبارز به حرکت اين امير نامدار پيوستند و گروهی از آنان نيز در پايگاهی در مرز های ايران مستقر شدند. اما او همراه برادرش غلامحسين اويسی با گوله مزدوران رژيم و ايادی بيگانه به قتل رسيد. *زنده ياد سرلشگر علاء الدين ناظم که به قصد سرنگونی رژيم قد علم کرده بود حرکت خود را به داخل ايران برد که تلاش های او با توطئه مزدوران بيگانه و رژيم خونخوار بی نتيجه ماند. *زنده ياد ارتشبد بهرام آريانا امير دلاور ديگر ارتش شاهنشاهی ايران بود که برای سرنگونی حکومت آخوندی با رشادت بپا خاست و در ترکيه حرکت رهائی بخش ايران را آغاز نمود؛ حرکت اين امير ايران پرست با توطئه حاميان حکومت آخوندی نا کام ماند. عمليات ربودن ناوچه تبرزين نيز از جمله تلاش هائی بود که به فرماندهی افسران نيروی دريائی شاهنشاهی انجام گرفت ولی بدليل عدم استقبال از جانب بعضی افراد بی نتيجه ماند. ويديوی دادگاه افسران ارتش در کودتای نوژه را میتوانید فردا از این تارنما دانلود کنید.در این فیلم تیمسار آیت محققی چگونگی طرح را بیان میکند. به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
ساعت بدست پايگاه آريو برزن |
|
|
"نخست براي گرفتن کمونيستها آمدند چشم بند تا خروج از 209 جزئي جدا نشدني از زنداني است که مرا به ياد کساني انداخت که سلاطين در سياهچالها چشمانشان را در مي آورند تا بينايي ، حسي که انسان بيشترين ارتباط را با دنياي اطراف ميگيرد را از او بگيرند و حال چشمانت را مي بستند ، غافل از اينکه گاهي ديوارها مانع بينش و ديدن نميشوند . 209 يعني انفرادي ، انفرادي که قريب ترين و گمنام ترين واژه کتابهاي قانون ماست يعني توهين ، تحقير ، بازجويي هاي چندين و چند ساعته ، بي خبري مطلق ، ايزوله کردن و در خلاء نگهداشتن ، خرد کردن به هر قيمت و هر وسيله اي . انفرادي يعني شکنجه سفيد يعني شبهاي بي پايان و اضطراب ، بعد از شکنجه سفيد شب و روز فرقي با هم ندارد فقط نبايد هيچ اخبار يا اطلاعات تازه اي به تو برسد . اطلاعات و اخبار تو تنها القائاتي است که روزي چند بار در اتاقهاي سبز رنگ بازجويي طبقه اول در گوشهايت تکرار ميشود تا تو را ضربه پذير سازد و تو در سلولت وعده هاي بازجويت را در ذهن بررسي ميکني و فردا و فرداها دوباره همان برنامه در اتاقهاي سبز بازجويي شبيه اتاق جراحي تکرار ميشود و آنقدر اين عمل تکرار ميشود تا گفته هاي بازجو ملکه ذهن تو ميگردد و تو باور ميکني که چه موجود بدي بوده اي ! و هر روز که از اتاق بازجويي به سلولت برميگردي هر آنچه در سلولت هست زير و رو شده است يا بهتر بگويم شخم زده شده است ، خمير دندان ، صابون ، شامپو ، پتوهاي سياه بد بويت ، موکت رنگ و رفته و حتي ليوان چندبار مصرفت را بدنبال چيزي جابجا کرده اند . شايد به دنبال ردي از لبخند ، اميد ، شادي ، آرزو و خاطره ميگردند تا مبادا پنهان کرده باشي ، و هر شب که تو در روياي ديدن دوباره مهتاب به ديوار سلولت چشم ميدوزي چيزي مانند شبح از دريچه کوچک سلولت سرک ميکشد و تو را زير نظر ميگيرد ، مبادا به "خواب شيرين" رفته باشي و يا در روياي شبانه ات مادر بر بالين فرزند آمده باشد و در آن تاريکستان لالايي را مرهم زخمهاي فرزند نموده باشد. به ديوارها که چشم ميدوزي به يادگاريهايي که ميهمانان قبلي سلولت از خود به جا گذاشته اند از عرب و ترک و کرد و بلوچ و معلم و کارگر و دانشجو گرفته تا فعال حقوق بشر و روزنامه نگار ، همه به اينجا سري زدند . گويي درون 209 عدالت در حق همه به طور مساوي اعمال شده است چون اينجا فارغ از قوميت ، فازغ از جنسيت ، فارغ از مذهب و فارغ از هرگونه طبقه اي همه به گونه اي مساوي به زندان مي آيند . از سلولهاي انفرادي تا سلولهاي عمومي تنها بيست تا سي متر فاصله است که بعضي ها چند ساله و بعضي ها چند ماهه طي ميکنند ، سلول عمومي يعني ديدن و حرف زدن با انسانهايي شبيه خودت يعني شنيدن صداي انسانهايي که بايد صدايشان شنيده شود ، سلول عمومي يعني نوشيدن يک ليوان چاي داغ يعني رفتن به حمام به دلخواه خودت ، سلول عمومي يعني اجازه اصلاح سر و صورت و براي بعضي ها يعني اجازه ديدن چشمان نگران عزيزان ، پشت ديوارهاي شيشه اي و براي من يعني رفتن به هواخوري بعد از ماهها ، بعد از ماهها براي اولين بار به هواخوري رفتم ، هقته اي سه بار و هر بار 20 دقيقه ، هواخوري اتاق کوچکي بود با ديوارهاي بلند و سقفي نرده کشي شده و مشبک ، براي من که آسمان و خورشيد را هر روز از دامن زاگرس عاشقانه نگريسته بودم اينجا گويي آسمان را پشت ميله ها زنداني کرده بودند .خورشيد دزدکي به گوشه اي از هواخوري سرک کشيده بود و انگار او هم ميدانست که نبايد به ديوارهاي امنيت ملي نزديک شد ، دوربيني هم بالاي سرمان تند و تند ميچرخيد تا همه جا را زير نظر داشته باشد ، مبادا با خورشيد خانم نگاهي رد و بدل کنيم و چشمکي بزنيم که به حساب "ارتباط با بيگانگان" گذاشته شود و يا به نسيم بگوييم "حال همه ما خوب است" و اين خبر موجب "تشويش اذهان عمومي" گردد و ديوارهاي هواخوري نيز آنقدر لکه هاي ناشيانه رنگ بر آنها ديده ميشد که ديوارها را بد منظر کرده بود "هر چند که زيباترين ديوارها اگر ديوار يک زندان باشند باز شايسته تخريبند" . ديوارهاي 209 رسالت خطير خود يعني جدا کردن زندانيان از يکديگر را به خوبي انجام نداده بودند . اينجا ديوارها قاصد دوستي و نامه رسان شده بودند ، پس بايد مجازات ميشدند و هر هفته بر تن ديوار رنگ تيره تر ميکشيدند تا در نهايت روزي با سنگ سياه نقش پوشش کردند . ديوارهاي هواخوري براي زندانيان تخته سياه ، روزنامه ديواري و حتي ترک ديوار نقش صندوق پست را ايفا ميکرد و پيام زندانيان را به هم ميرساند . ديوارها پر بود از خبرها و اسامي دانشجوها ، آنها که از تير ماه 78 ، نه نه...!! ، دورتر... از 16 آذر آمده بودند ، آنها که سالهاست پاي ثابت انفراديها هستند و با جسارت تمام مينوشتند "دانشجو ميميرد ذلت نمي پذيرد" و اسم دانشگاه خود را زيرش مينوشتند . جوان ديگري آرم ان جي اويشان را با ظرافت تمام روي ديوار طراحي ميکرد هر چند بار رنگ ميزدند اما او دوباره و چند باره ميکشيد و کساني هم طلب اخبار ميکردند . من هم روزي بر ديوار هواخوري نوشتم سلام ، با خودم گفتم "سلامت را نخواهند پاسخ گفت" ولي خيلي زود نوشتند ، "سلام شما؟!" و دوستي هايمان آغاز شد ، از دانشجوها گرفته تا زنداني القاعده اي که بعدها در رجايي شهر معلم زبان انگليسي ام شد ، کلي دوست "ديوارگي" پيدا کرده بود و روزي که انفراديها پر شده بود و جا براي تازه واردها کم آمد به ناچار خيلي ها را در يک سلول جمع کردند و انگار سالها بود که همديگر ار ميشناختيم . پلي تکنيکي ها ، تحکيم وحدت ، مسيحي ها ، ترک ، بلوچ ، کرد و... ، انگار سالها بود همديگر را ميشناختيم ، يکي آرايشگر ميشد يکي آشپز ، تا صبح مي نشستيم و از دردهاي جامعه ميگفتيم ، هر چند دردهايمان مشترک بود اما تا صبح صحبت ميکرديم و صبح ما را صداي گريه سيد ايوب زنداني بلوچ بغل دستي که سالها اينجا بود به خود مي آورد ، آنقدر کسي فريادش را نشنيده بود که به خدا نامه مينوشت و در هواخوري ميگذاشت و با صداي گريه او سکوتي سنگين بحث ما را خاتمه ميداد و گاهي صداي پاشنه کفش زني ما را به سکوت وادار ميکرد ، از فرط خوشحالي و هيجان از سوراخ کوچک در ، يا از لاي پره هاي رادياتور سلول 121 به بيرون نگاهي مي انداختيم ، زني بود که با چشماني بسته به سوي اتاق بازجويي ميبردنش ، چادري به سر داشت که دهها ترازو بر چادرش نقش بسته بود ، قامت او ترازوهاي عدالت را کج و معوج و نابرابر نشان ميداد . اين صداي آشناي پا، اعلام حضوري موقرانه بود تا به ما بگويد اينجا هم زندگي و مبارزه بي صداي پاشنه هاي بلند معنايي ندارد ، کمي تامل و ساعتي فکر کردن ميخواهد تا متوجه شوي همه يکي بوديم . اتاق بازجويي مان همان اتاقي بود که راننده هاي شرکت واحد و معلم ها بازجويي شده بودند ، ميز بازجويي همان ميزي بود که دانشجوها بر روي آن يادگاري نوشته بودند و تختي که من روي آن ميخوابيدم ، همان تختي بود که "عمران" جوان بلوچ قبل از اعدام رويش نوشته بود دلم براي کوير تنگ شده ، چشم بندمان هم همان چشم بندي بود که اعضاي کمپين يک ميليون "فرياد خاموش" به چشم داشتند ، پس نبايد غريبگي کرد و نبايد همديگر را فراموش کرد ، اينها همه يک جورهايي آشنايند ، اينجا همه چون شمايند ، راستي ، فکر کن شايد فردا نوبت تو باشد... معلم و فعال حقوق بشري محکوم به اعدام بند بيماران عفوني (5) زندان رجايي شهر کرج فرزاد کمانگر - 10/3/87 1-برتولت برشت - در هنگامه نازيها 2- "خون ارغوانها"سروده اي است از ارغوان هميشه سرخ بيژن جزني 3-شعر زيباي " سلام " سروده شاعر معاصر آقاي سيد علي صالحي برگرفته از :مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
ساعت بدست پايگاه آريو برزن |
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت بدست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاينده ايران
ادوارنیوز: ويدا(فاطمه)دهقانيان ، از فعالين مدني و فرهنگي كه در روز 24 خرداد سال جاري حوالي ميدان ونك توسط نيروهاي امنيتي دستگير شده بود، با گذشت بيش از 15 روز همچنان در وضعيت نامعلومي به سر مي برد. بنا بر گزارش ها دهقانیان به همراه ديگر دستگيرشدگان در روز 24 خرداد ماه به بند 209 زندان اوين انتقال دادند ، اما كساني كه در اين بند همراه او بودند، پس از آزادي اعلام داشتند كه وي را از ما جدا كرده و به مكان نامعلومي انتقال دادند. خانواده او نيز مي گويند كه دخترمان تا كنون هيچ گونه تماسي با منزل نداشته و از اين بابت ابراز نگراني مي كنند.گفته می شود وی در خصوص حزب پان ایرانیست تحت بازجویی قرار دارد. برگرفته از :ادوار نيوز بازتاب در ايران ب ب ب به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
ساعت بدست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاینده ایران
ویدا(فاطمه)دهقانیان از اعضای خانواده ی بزرگ پان ایرانیست ,روز جمعه مورخه ی 24/3/1387 در حوالی میدان ونک,با فرض احتمال شرکت در تظاهرات منعقد شده در پارک ملت علیه مفاسد اقتصادی ,از سوی مامورین لباس شخصی بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.در حالی که دوازده روز از بازداشت این بانوی فرهیخته می گذرد ایشان دوبار با خانواده خود تماس داشته و سلامت خود را به اطلاع رسانده است. حزب پان ایرانیست نسبت به این نوع برخوردها هشدار داده و متذکر این نکته می شود که مردم خواهان برخورد با مفاسد اقتصادی و سیاسی می باشند و نه بازداشت افراد فرهیخته و پاک کردن صورت مساله . تعرض به حقوق مردم به بهانه ی تامین امنیت و بازداشت های بی ضابطه و برخوردهای خود سرانه ,فاقد توجیهات منطقی و بشدت مردود است.دستگاه امنیتی و قضایی می بایست با آزادی هر چه سریعتر افراد بی گناه این حادثه و از جمله سرور ویدا دهقانیان ,انگیزه و دلیل اصلی این قبیل برخوردها با مردم را شناسایی و ضمن اقدامات و برخوردهای لازم به افکار عمومی اطلاع رسانی کنند. حزب پان ایرانیست خواهان آزادی و بازگشت هر چه سریعتر بانوی اهل فرهنگ به آغوش خانواده ی بزرگ خود می باشد. پاینده ایران 4/4/1387 سازمان جوانان حزب پان ایرانیست *** بارتاب خبر دستگیری سرور دهقانیان در تارنماهای دیگر: فعالان حقوق بشر در ایران کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر انحمن زندانیان سیاسی ایران پرس نیوز دنباله اخبار گویا (گویا نیوز) سلام دمکرات تارنمای خبری ایران ب ب ب خبرنامه امیر کبیر شیر زن پان ایرانیست در انفرادی ۲۰۹ اوین به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
ساعت بدست پايگاه آريو برزن |
|
|
فعالان حقوق بشر در ايران تاريخ :4/4/87 محبوبه کرمي ، ويدا دهقانيان و جلال اقدامي هر سه از فعالان مدني بازداشت شده در تجمع 24 خرداد ماه در محدوده پارک ملت تهران ميباشند . هر چند حداقل بازداشت شدگان بيش از 250 تن اعلام شده اند اما وضعيت سه فرد مذکور متمايز و نگران کننده تر از سايرين ميباشد. ویدا دهقانیان شیر زن پان ایرانیست درسلول انفرادی ۲۰۹ اوین پیوند خبر در فعالان حقوق بشر در ایران به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
ساعت بدست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاینده ایران
ویدا دهقانیان شیر زن پان ایرانیست درسلول انفرادی ۲۰۹ اوین
![]() پس از گذشت 11 روز از بازداشت بانو ویدا دهقانیان از فعالین سیاسی –اجتماعی که در تاریخ 24 خردادماه سال جاری توسط وزارت اطلاعات دستگیرشده بود ، شب گذشته بار دیگر از بند نسوان اوین به بند 209منتقل گردید بنا بر گزارشات رسیده از زندان اوین دیروز ویدا دهقانیان پس ازدر پی اعتراض شدید به شرایط بسیار بد نگهداری زندانیان اوین با مسوولین این زندان درگیر می شود و نگهبانان زندان ایشان را به سلول انفرادی در بند 209 بازگرداندند تا مورد بازجویی های دوباره قرار گیرد. سرور ویدا دهقانیان یکی از بانوان دلاور عضو خانواده بزرگ حزب پان ایرانیست بوده که در سالیان گذشته همیشه در گردهمایی های اعتراضی در تهران حضوری فعال داشته است و به همین اتهام از سوی وزارت اطلاعات،که ادعای غیرقانونی بودن این اجتماعات را دارد ، بازداشت گردید.
بازداشت اخیر ایشان به دلیل شرکت در گردهمایی اعتراضی 24 خرداد ماه در پارک ملت تهران و در اعتراض به مافیا اقتصادی رخ داد.
بایسته است گفته شود اعضای حزب پان ایرانیست همیشه در گردهمایی های ملی در سراسر کشورحضوری فعال داشته اند که به همین شوند بار ها از سوی اداره اطلاعات بازداشت شده اند. به امید آزادی این بانوی دلاور و میهن پرست و همه عاشقان ایران زمین.
به امید ایرانی آباد و آزاددر سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
ساعت بدست پايگاه آريو برزن |
|
|
بهرام آبتين و اتهام بمب گزاري در سد سيوند...! صبح امروز شنبه اول تيرماه سال جاري از سوي بازپرسي شعبه اول دادگاه انقلاب اهواز قرارعدم صلاحيت پرونده بهرام آبتين صادر و به وي اعلام شد . بهرام آبتين مسئول کانون فرهنگي لر بختياري ايرانيان است که در تاريخ 24اسفند ماه به همراه عده اي از اعضاي کانون در اعتراض به تغيير نام خليج پارس و ادعاهاي واهي شيخ نشين هاي حاشيه خليج فارس به خصوص امارات متحده ي عربي در مقابل سفارت امارات تجمعي اعتراض آميزبرگزار کردند ،که پس از اين تجمع آبتين مدت 48 ساعت در زندان اوين بازداشت و سپس آزاد شد. وي زماني که به اهواز برگشت در عصر چهار شنبه 28فروردين توسط اداره اطلاعات خوزستان بازداشت شد و پس از 10 روز با سپردن وثيقه 300ميليون ريالي آزاد گشت . در مدت بازجويي از آبتين در اطلاعات خوزستان سوالاتي در خصوص بمب گزاري از وي شد که امروز بازپرس پرونده اش به وي اعلام کرد: محل وقوع جرم در استان فارس مي باشد زيرا بر اساس گزارشات اطلاعات خوزستان شما قصد بمب گزاري سد سيوند در سال 84 را داشتيد و به همين دليل ادامه رسيدگي پرونده در شيراز پيگري خواهد شد. گفتگوی صدای آمریکا با سرور ابوالفضل عابدینی پیرامون دستگیری بهرام آبتین (23 فروردين) پيوند : فعالان حقوق بشر در ايران
به امید ایرانی آباد و آزاددر سایه حاکمیت ملی پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
ساعت بدست پايگاه آريو برزن |
|
|
رويه نخست رايانامه بايگاني |
| درباره تارنما |
درفش حزب پان ایرانیست
_________________________ نشاني تارنماي اصلي و فيلتر شده www.paniran.blogfa.com ایرانی ..... باید برسد روزی که در دامان ایران بزرگ ملتی سعادتمند و بی نیاز زندگی کند در ایران فردا خانواده های پریش و بی چیز اطفال معصوم لخت و گرسنه زنان سرگردان و بی خانمان مردان بیکاره و مجرد سیه روزی و خیانت ضعف و ناتوانی نباید دیده شود . ملتی نیرومند ملتی واحد در سرزمین پر ثروت خود با شادی کار خواهد کرد . خانواده های سعادتمند ایرانی ، در سرزمینی که مال آنهاست با افتخار زندگی میکنند سینه ستبر مردان نیرومند کانون پر ارزش ترین آرزوهای ملی آغوش گرم مادران جایگاه پرورش فرزندان دلیر و برومند خانواده های بی نیاز و آرمانخواه سنگرهای تسخیر ناپذیر سرافرازی ایران .......... اینها تظاهر زیست سرافراز فردای پر افتخار ما است . اکنون ...... این نیروهای بیدار و دلیر کوششهای به جا و انحراف ناپذیر نهضت ملت پرستانه ما به سمت آرمان مقدس خود به پیش میروند تمام شما مردم ایران زمین ......... همه شما زنان و مردان ........ دختران و پسران ایرانی را ندا می دهیم که در این راه هم آهنگ شوید راهی که به سوی آرمان ملت کشیده می شود آرمانی که بر پرچمهای بر افراشته صفوف جوانان ایران نقش بسته است آرمانی که ما می گوییم و شما می گویید راهی که ما می پوییم و شما می پویید این است آنچه که ما می گوییم و آنچه شما می خواهید : فلات ایران به زیر یک پرچم ################## آرمان ما در این تارنما گسترش ميهن پرستي و مبارزه با اندیشه های ضد ايراني مي باشد. برای ساختن ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی و مقتدر به ما در حزب پان ایرانیست بپیوندید.دست گرمتان را می فشاریم. چو ایران نباشد تن من مباد بدین بوم وبرزنده یک تن مباد _______________________ براي ديدن بايگاني نوشته هاي پيشين به تارنماي اصلي برويد |
|
RSS
|