![]() |
![]() |
|
| اين تارنما در بيشتر نقاط ايران فیلتر شده است-نشاني تارنماي اصلي www.paniran.blogfa.com |
|
خانم جين هارمن و درخواست تجزيه ايران؟! براي ورود به صفحه امضا روي پاينده ايران كليك كنيد. درباره اظهارات خانم جين هارمن نمایندۀ دموکرات ايالت کالیفرنیا پیرامون تجزیه ايران كه در اجلاس "ِاي پَك" بيان گرديد يك پتيشين (تومار اينترنتي) راه اندازي گرديده كه متن فارسي آن به اين گونه است: ما ایرانیان درون و برون از کشور ایران توسط این طومار اعتراض خود را پیرامون اظهار نظر غیر مسئولانۀ خانم “جین هارمن” نمایندۀ دموکرت ایالت کالیفرنیا در کنگرۀ آمریکا در ارتباط با تجزیۀ ایران اعلام میداریم: براي ورود به صفحه امضا روي پاينده ايران كليك كنيد. |
|
+ نوشته شده در
ساعت بدست پايگاه آريو برزن |
|
|
از اشتباهات بنیادین برخی از صاحب نظران ما در سالهای اخیر ، اغماضی ناورا در مورد نقش محمد خاتمی رییس جمهور پیشین ایران در نابسامانی اجتماعی عمیق جامعه امروزی ما است ، فاجعه انگیزترین نقشی که یک سیاستمدار ایرانی میتوانسته است در این سالها ایفا کرده باشد، و از دیدگاه واقع بینی بسیار بدفرجام تر از نقشی است که هرکدام دیگر از دست اندرکاران رژیم ایفا کرده اند و همچنان هم میکنند. محمد خاتمی در مقام یک نامزد ریاست جمهوری ، با شعار برقراری جامعه مدنی در ایرانی که از سرکوبگری ها و واپسگرایی های رژیم آخوندان به تنگ آمده بود پا به میدان انتخابات گذاشت . اگر موج عظیمی از مردم ایران ، به ویژه نسل جوان آن ، بزرگترین رقم آراء انتخاباتی را بدو دادند ، برای این بود که همگی آنها درست خواهان همین جامعه مدنی بودند . در همین راستا بود که مجلس شورایی را نیز با اکثریتی بیش از 80% در اختیار او گذاشتند که هم خود آنها و هم خبرگزاریهای بین المللی بدان عنوان "مجلس اصلاح طلب " دادند . در مبارزه ای که خیلی زود شروع شد ، این اکثریت عظیم اصلاح طلب دیگر خواهان سخنان فیلسوفانه ای که در جریان انتخابات بسیار شنیده بود نبود ، خواهان رهایی عملی از غل و زنجیر بود ، خواهان جامعه ای مدنی به مفهموم واقعی آن و نه آنچه در این باره بر روی کاغذ آمده بود. در نوارها و مصاحبه های نوفل لوشاتو ، بنیانگذار جمهوری ولایت مطلقه فقیه صحبت از این کرده بود که دانشگاه باید در صف مفدم آزادی عقیده و آزادی دخالت در سیاست جای داشته باشد ، و اینک همین دانشگاهیان متفق القول خواستار استفاده از این حق بودند . محمد خاتمی در راستای ایفا به تعهدات انتخاباتی خودش یا میبایست خواسته این اصلاح طلبان را محترم بشمار ، یا از مقام خود کناره گیرد . ولی در عمل نه بدین راه رفت و نه بدان راه ، هم بر سرجای خود ماند و هم راه را بر جهش سرنوشت ساز نسلی تمام از بهترین اجزاي جامعه ایرانی بست . با منطق خیالبافانه و برقراری جامعه مدنی در عین حفظ نظام ولایت مطلقه فقیه بطور منظم چوب لای چرخ آنها گذاشت ، و در این راه با مغلطه کاری پای دین و دینداری را به میان کشید ، در شرایطی که اتفاقا میتوانست از طریق برقراری واقعی جامعه مدنی نه تنهای برای ایران که برای تمام جهان مسلمان ، با ارائه ترکیبی واقعی از دین و جامعه مدنی ، هم دین را برقرار نگاه داد و هم اصلاحی بنیادی را که جامعه جهانی اسلام سخت بدان نیاز دارد تحقق بخشیده باشد. محمد خاتمی با بازی دوگانه خودش در حساس ترین شرایط ، جهش سرنوشت ساز یک نسل تمام از جوانان ایرانی را در هم شکست و در این راستا نقش یهودای آزادی طلبان ایران را ایفا کرد . اگر شعارهای یک نواخت "گفتگوی تمدن ها" ی او شعارهایی میان تهی باقی مانده اند ، برای این است که او از شرط اول چنین گفتگویی یعنی گفتگو با فرهنگ ملت خودش شانه خالی کرد . صاحب نظران مدافع خاتمی میباید دانسته باشند که محمد خاتمی در پیشگاه تاریخ ایران مسئولیتی به همان اندازه سنگین دارد که دو هزار سال است "یهودای اسخریوطی" در جهان مسیحیت برعهده داشته است. |
|
+ نوشته شده در
ساعت بدست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاینده ایران
1. وخون هر گز نمی خُسبد - ویژه نامهPDF دریافت یکراست دریافت از مدیا فایر برای دریافت پوشه های زیر ابتدا روی گزینه "دریافت" کلیک کرده و در صفحه ای جدید که باز می گردد سمت چپ روی گزینه" click here to start download" کلیک کنید. همچنین می توانید آموزش دریافت فایل از مدیا فایر را ببینید. 2.نماهنگ به یاد آژیر 1.9 مگابایت دریافت 3.سخنرانی دکتر عاملی در باره نظم شکوهمند آینده ایران - 1.9 مگابایت تصویری دریافت 4.سخنرانی دکتر عاملی شماره1 انقلاب ناسیونالیستی – 3 مگابایت تصویری دریافت 5. سخنرانی دکتر عاملی شماره2 شناخت پان ایرانیسم - تصویری 3.53 مگابایت دریافت 6.دلایل اعدام دکتر عاملی تهرانی به روایت دکتر علیرضا نوریزاده - 3.49 مگابایت تصویری دریافت 7. برنامه همبستگی ملی ایرانیان (هما) درباره دکتر عاملی تهرانی -3.26مگابایت تصویری دریافت نوشتارهای سال پیش را در اینجا بخوانید.
پوزش از یاران و هم اندیشان گرامی که این ویژه نامه اندکی دیرتر از سالروز اعدام ناجوانمردانه سرور عاملی در دسترس آنان قرار گرفت.تلاش ما این بود که این وژه نامه 17 اردی بهشت به شما مهربان یاران پیشکش شود اما مشکلات پیش بینی نشده ما را ناکام گزارد.امیدوارم دوستان پوشه ها را دریافت کرده و بخوانند و گوش فرا دهند که زنده یاد دکتر عاملی تهرانی این اندیشمند فرزانه در سخنان آموزنده خود به میهن پرستان چه می گفت.... برای دریافت سی دی و نشریه چاپی می توانید با سرور ابوالفضل عابدینی با رایانامه Ario_pendar@yahoo.com پیوند داشته باشید. |
|
+ نوشته شده در
ساعت بدست پايگاه آريو برزن |
|
|
مسعود لقمان که از کوشندگان میهن پرست در زمینه فرهنگ ملی ایران زمین می باشد هفته گذشته در مراسم روز کارگر بازداشت و با تمدید قرار بازداشتش روز شنبه به اوین منتقل گردید .تارنمای روزنامک که به مدیریت ایشان اداره می شود در این باه نوشته است : مسعود لقمان،سردبیر تارنگار گروه پژوهشی روزنامک، بعد از ظهر روز جمعه دوازدهم اردیبهشت، به طور اتفاقی در مراسمی که برای بزرگداشت روز جهانی کارگر، به دعوت شماری از سندیکاهای مستقل کارگری در پارک لاله تهران برگزار گردیده بود، حضور به هم رسانده و برای ما هنوز روشن نیست که به چه دلیل مضروب و بازداشت می شود. شب هنگام نیز نیروهای امنیتی به خانه مسعود می آیند و کتابها و لوازم شخصی اش را توقیف می کنند. مسعود لقمان فعالی شناخته شده در عرصه امور فرهنگی است و برای تمامی بستگان و دوستانش، اتفاقی بودن حضور وی در تجمع مورد اشاره، با شناختی که از روحیه فرهنگی و غیر سیاسی وی دارند، محرز است. البته بی تردید کارگران ایرانی و سندیکاهای مستقل کارگری حق دارند که روز اول ماه مه را همانند همه کارگران جهان، آزادانه و به دور از تعدی نیروهای نظامی و امنیتی برگزار کنند. اما از آنجایی که مسعود لقمان هیچگاه فعالیتی در عرصه جنبش کارگری نداشته، بی گمان حضورش در آنجا کاملن تصادفی بوده است. گذشته از این مسعود لقمان روزنامه نگار عضو انجمن صنفی روزنامه نگاران می باشد و حضور او در صحنه یک تظاهرات خیابانی، از مقتضیات طبیعی حرفه اش می باشد. مسعود ساعتی قبل بیمارستانی را که یکی از بستگانش در آن بستری بوده ترک کرده تا به منزل برود که تا ساعات پایانی شب که با نیروهای امنیتی به خانه بر می گردد، خانواده و دوستانش از محل نگهداری او بی خبر بوده اند. روز شنبه نیز قرار بازداشت مسعود تمدید می گردد و او را رهسپار زندان اوین می کنند... مسعود عزیز در بند است اما همچنان که او می خواست که روزنامک در هر شرایطی به کار خود ادامه دهد، روزنامکیان همچنان این تارنگار را فعال نگاه داشته و روال طبیعی روزنامک را دنبال می کنند. *** برگرفته از :روزنامک ما نیز خواستار آزادی مسعود لقمان و همه میهن پرستان در بند رژیم هستیم با امید آزادی ایران و ایرانیان... گفتگوی شاهین زینعلی از ائتلاف دانشجویان آزادیخواه ملی با صدای آمریکا در باره دستگیری مسعود لقمان در تاریخ ۱۴ اردی بهشت را از اینجادریافت کنید. |
|
+ نوشته شده در
ساعت بدست پايگاه آريو برزن |
|
|
خلیج فارس در پوستر اجلاس وزرای ورزش آسیا جا افتاد در فاصله کمتر از یک روز تا گشایش اجلاس وزرای کشورهای آسیایی، بنر، پوستر و آرم این اجلاس در حالی منتشر شد و در دایره توجه رسانهها گروهی قرار گرفته که جا افتان نام خلیج فارس در نقشه ایران که در این پوستر و آرم آمده بود، بحث برانگیز شد. برگرفته از:تابناك |
|
+ نوشته شده در
ساعت بدست پايگاه آريو برزن |
|
|
توضیح ضروری: این مصاحبه در فروردین ماه سال ۱۳۸۴ صورت پذیرفته است و اشاره مستقیم به شیوه های تبلیغاتی مهرعلیزاده و مصطفی معین داشته است. اما همچنان با گذشت چهار سال، این رویه ناپسند توسط شیخ مهدی کروبی دنبال می شود. بنابر این همچنان هشدارهای دکتر احمدی به قوت و اعتبار خود باقیست. "تیرداد بنکدار"
قطعاً بله، اما شرايط دارد. بستگى دارد كه اين انتخابات در درجه اول آزاد باشد. يعنى مردم حق انتخاب دقيق داشته باشند و نامزدها هم خواسته هاى اساسى ملى را به بحث بگذارند. زيرا اگر در يك فضاى آزاد نامزدها مشكلات واقعى يك جامعه را به بحث بگذارند، مى تواند باعث همبستگى ملى شود يا جامعه احساس كند چنين فضايى به وجود آمده است. چنانچه در انتخابات دوره قبل آقاى خاتمى در چنين شرايطى بود كه مردم احساس مى كردند آزادى هست و نامزد مورد نظرى هم وجود دارد كه مى تواند تغييرات مورد نظر مردم را ارائه دهد و حداقل يكى از نامزدها شعارهايى مى داد كه از نظر مردم بر اساس خواست هاى واقعى، منافع ملى و نيازهاى آن زمان جامعه استوار بود. بنابراين مى شود در يك انتخابات چنين فضايى فراهم كرد كه آزادى باشد، نامزدهاى متنوع و گوناگون باشند تا مردم احساس كنند خواست هاى ملى از طريق نامزدها به اجرا در مى آيد.
اگر خواسته ها، ملى و سراسرى و طرح مشكلات عام و واقعى مردم باشد در واقع همبستگى ملى يعنى اتحاد همه، پيرامون شعارهاى واحد و كلان و مشكلاتى كه مردم سراسر يك جامعه از شرق و غرب و شمال و جنوب با آن مواجه باشند بنابراين اگر شعارها مشكلات همگانى و ملى مردم را حل كند قطعاً منجر به همبستگى ملى خواهد شد. اما اگر شعارهاى نامزدها روى بخش خاصى از جامعه و به منظورهاى خاص و بدست آوردن رأى باشد، قطعاً مشكل پيش خواهد آمد و شكاف هايى مطرح مى شود كه ممكن است همبستگى ملى را تحت تأثير قرار دهد.
چنين سابقه اى در كشورهاى آزاد و دمكراتيك به صورتى كه امروز مطرح مى شود وجود نداشته است. نگاه امروز و اين دوره انتخابات نگاهى ابزارگرايانه (Instrumentalist) است.
مورد يوگسلاوى متفاوت بود. رويكرد ابزارگرايانه برخى جريانهاى امروزى در ايران در ساير كشورها همچون هندوستان و پاكستان روى داده است. تجربه جهانى نشان داده است كه استفاده هاى ابزارى از بحث هاى انتخابات بخصوص در مسائل قومى پاسخ نداده و موفقيت آميز نبوده است. اما جامعه ايران تجربه ندارد و جريانات سياسى در اين زمينه پختگى كافى را ندارند. در اين مرحله بعضى از جريانات، گمان مى كنند با طرح اين نوع شعارها مى توانند رأى آن حوزه ها را به دست آورند و بتوانند در مقابل نيروى حريف تعادل را به هم بزنند. اما اين نگاه درستى نيست.
قطعاً بله، وقتى نگاه به مسأله ابزارى باشد يعنى گروهها و افرادى صرفاً به دليل آوردن رأى متوسل به اين بحث ها مى شوند، مى تواند زيانبار باشد. بنابراين نه تنها بالقوه مى تواند خطرناك باشد بلكه دامن زدن و مشروعيت دادن به گفتمانى است كه بر اساس يك رشته بنيادهاى عمدتاً نادرست ساخته شده است. بحث شكاف هاى قومى گفتمانى است كه ريشه در عوامل داخلى و بيرونى ۶۰ سال اخير داشته است. بخش مهمى از آن نيز قبل از اين كه از جامعه برخيزد از گفتمان سياسى غيربومى گروه هاى رقيب برخاسته است. يعنى گروه هاى قوم گرا و بعضى از گروه هاى مركزى كه آن را در گذشته مطرح مى كردند تا مردم را بسيج كنند ودر برابر دولت و رقبا حمايت به دست آورند. علت آن هم اين بود كه اين گروه ها حدس مى زنند در بدنه اصلى جامعه ملى به دلايل مختلف حمايت كافى به دست نخواهند آورد. مثلاً حزب توده تا حدى در گذشته و بيش از آن در اوايل انقلاب جريانات چپ همچون چريك هاى فدايى خلق و سازمان پيكاراين مسائل را مطرح مى كردند. آن ها گمان مى كردند محبوبيت دارند اما فشارهاى سياسى مانع به تجلى درآمدن اين محبوبيت بود. لذا در مناطق حاشيه اى مسائل قومى را مطرح مى كردند. چنانكه شاهد بوديم اقدامات آنها در خوزستان، تركمن صحرا، بلوچستان و كردستان به حوادث وخيمى منجر شد. بخشى از اين قضيه مسأله ابزارگرايى بود. بنابراين امروزه هم اين خطر بالقوه وجود دارد. اما معتقدم جامعه ايران امروزه از آگاهى بالاترى برخوردار است و استفاده هاى ابزارى به آن صورت نمى تواند شكاف عمده اى ايجاد كند. و حتى در مناطقى كه اقوام ايرانى زندگى مى كنند واكنش منفى خواهد گرفت.
اين اصل مى گويد: زبان فارسى، زبان رسمى ايران در آموزش، نهادها و ادارات است اما مى توان در مدارس ادبيات محلى را نيز تدريس كرد. اما معلوم نيست منظور از اين ادبيات محلى چيست، كدام ادبيات؟ آيا منظور زبان محلى است؟ در اين صورت در چه سطحى ؟ به همين دليل تفسيرهاى متفاوتى از آن شده است. فرضاً گروه هاى قوم گرا مى گويند كه از ابتدا زبان هاى محلى باشد و زبان فارسى نباشد ودر دوره هاى بعد زبان فارسى وارد شود. برخى مى گويند زبان محلى بايد اجبارى باشد و … يك تفسير ديگر مى گويد ادبيات محلى بايد به شكل يك واحد اختيارى زبان محلى آن هم نه در دبستان بلكه در راهنمايى باشد. برخى هم تجربه استفاده زبانهاى محلى در مطبوعات گسترده محلى را كه از سالها پيش جريان داشته و از آن به عنوان ابزار هويت سازى تاريخى و فرهنگى قوم گرايانه ضد ايرانى متمايل به كشورهاى همسايه و بسيج جريانهاى سياسى و اجتماعى ضد ايرانى نظير ماجراى قلعه بابك مورد استفاده قرار گرفته است تلاش براى عملى كردن ماده مبهم ۱۵ به مثابه خارج كردن غول از چراغ جادو است كه جامعه را گرفتار خواهد ساخت و مشكلات اساسى و ملى مردم ايران را تحت الشعاع خود قرار خواهد داد.به نظر آن ها فرضاً اگر اين مسأله به بحث گذاشته شود، يك بحران گسترده در جامعه مطرح مى شود كه اصلاً وجود نداشته و جزو بحث هاى حاشيه اى ايران بوده است. به اين شكل كه حتى در مناطق قومى، توده ها و مردم روى اين قضيه حساس نبودند فقط گروهى از نخبگان خاص به آن حساسيت داشتند.
بله. اكنون وقتى خود سيستم يا بخشى از نيروهاى سياسى دولتى و با استفاده از امكانات و حفاظ دولتى در راه اهداف سياسى انتخاباتى آن را مطرح مى كنند، بحرانى را شروع مى كنند كه ممكن است، بعداً قادر به مهار آن نباشند و به شكل بحران اجتماعى-سياسى جامعه در آيد. گفتمانى كه نخبگان قوم گرا در مورد زبانهاى محلى براه انداخته اند و نخبگان حكومتى كنونى نيز با ناآگاهى آن را يك امر مسلم و بى چون و چرا پذيرفته اند، داراى يك پيشينه تاريخى است كه بايد به درستى يا نا درستى استدلالهاى تاريخى آن وقوف كامل داشت. همچنين بايد تاريخ معاصر مبارزه با زبان فارسى و تلاش براى نابودى آن در مناطق همجوار را در نظر داشت و اينكه بخشى از همان بازيگران منطقه اى در يك بازى استراتژيك دامنه تلاشهاى خود را از يكى دو دهه اخير به داخل ايران كشيده اند. مسأله زبان هاى محلى را بايد با در نظر داشتن همه اين نكات ودر شرايط غير سياسى و غير بحرانى جامعه و در زمان قدرت ايران در داخل و خارج كه نتوان از آن بهره بردارى ضد ايرانى كرد و با مطالعه دقيق همه جوانب آن مورد بررسى قرار داد نه در شرايط بحرانى داخلى و خارجى كنونى و با شتاب و سرا سيمگى بدون مطالعه كه پيامدى جز ويرانگرى نخواهد داشت.
بايد خواست هاى ملى مردم ايران كه همه جا يكسان است مطرح شود. مثلاً مسأله جنسيتى يكسان است چه در خراسان، كردستان، تركمن صحرا و … مسأله جوانان، اقتصاد، قدرت ايران در منطقه، در نظام جهانى و … خواست هاى ملى ملت ايران است. فرق نمى كند در آذربايجان يا جاهاى ديگر. بعضى از نامزدها به اشتباه گمان مى كنند بحث ماده ۱۵ مشكل و خواست اساسى يك منطقه است در حالى كه بيشتر استراتژى سياسى يك گروه نخبه قوم گرايى است كه اتفاقاً پايگاه اجتماعى قوى در اين مناطق ندارد. اشتباه كسانى كه نگاه ابزارى به اين قضيه دارند اين است كه شناخت دقيقى از اين مسائل در جامعه ايران ندارند و گمان مى كنند كه اين بحث و مثلاً تأكيد روى حقوق اقوام از بعد اصل ۱۵ و موارد ديگر مى تواند جلب نظر كند. در حالى كه خواسته هاى اصلى، خواسته هاى سراسرى مردم ايران است و اين مسأله مى تواند براى اين نامزدها و بقيه جامعه ايران عواقب منفى داشته باشد.
به نظر من نامزدها بايد خواسته هاى سراسرى را مطرح كنند؛ تأكيد گذاشتن بر شكاف هايى كه خيلى فعال نيست و فعال كردن آن ها، عواقب ناگوارى براى ما دارد.
بله. قطعاً ساير مناطق عكس العمل نشان مى دهد. ممكن است در يك منطقه شخصى با اين شعارها درصدى از آراء بخشى ازرأى دهندگان را به دست آورد، ولى پيچيدگى در اينجاست كه در همان منطقه نيز همه اكثريت آراء را به دست نمى آورند چون در آنجا نيز پراكندگى است. در مناطقى چون آذر بايجان، خوزستان، بلوچستان و حتى گلستان ديدگاه قوم گرايانه در حاشيه قرار دارد و نگاهها ملى و سراسرى است و بنابر اين نامزد هاى داراى شعارهاى قوم گرايانه رأى نمى آورند. تنها در كردستان آن هم تا حدى ديد گاه قوم گرا قدرت دارد. در اينجا نيز پراكندگى وجود دارد و يك سرى نخبگان و قوم گرايانى هستند كه با اين نگاه ابزارى مخالفند. بنابراين آن ها نيز حوزه انتخاباتى خود را دارند و عكس العمل نشان مى دهند. لذا ممكن است تنهادرصد كمى در يك منطقه به نامزدى كه طرح شعار قومى مطرح مى كند بيشتر رأى دهندو نه همه حوزه انتخاباتى آن منطقه. مشكل ديگر اينجاست كه كسانى كه اميد داشتند با طرح مسائل قومى آرايى از مناطق خاص را به دست بياورند، اين فكر را نمى كردند كه ديگران نيز ممكن است از اين ابزار استفاده كنند . اين مسأله هم اكنون پارادوكس ايجاد كرده است.
بله، همين طور است. اما مردم ايران حتى در مناطق قومى به اين نكات حساس هستند. مردم احساس مى كنند چون سيستم روى اين مسأله حساسيت ندارد جريان هاى سياسى آن را مطرح مى كنند تا بتوانند رأى بياورند و هزينه اى نيز نپردازند اين در واقع جريان ها بحثى را كه از نظر سيستم خطرناك است اما مردم آن رامى خواهند مطرح نمى كنند و به استفاده كنندگان ابزارى از مسائل قومى روى مى آورند.
اگر فضا باز باشد و مسائل شفاف شود، سيستم بهينه و نخبگان حساس به مسائل و منافع ملى مانع اين ابزارگرايى فرصت طلبانه مى شوند. بايد روى يك رشته امور مثل حاكميت ملى،منافع ملى و وحدت ملى حساسيت وجود داشته باشد. اما اكنون جامعه نخبگان دچار يك نوع بيمارى آنارشى گونه شده است و فضاى حاكم بر انتخابات با توجه به استفاده ابزارى از مسائل قومى حالت آنارشى و بى نظمى به خود گرفته است. بنابراين هر كسى شعارى مطرح مى كند تا رأى به دست آورد زيرا قواعد بازى روشن نيست كه چه چيزهايى بايد خط قرمز باشد و چه چيزهايى نباشد. در واقع چيزهايى كه نبايد خط قرمز باشد، خط قرمز است و بالعكس يك سرى چيزهايى كه بايد خط قرمز باشد مثل وحدت ملى، خط قرمز نيست زيرا سيستم روى آن حساسيت كافى ندارد. البته در شعار گفته مى شود كه حساسيت دارد، مقامات هم اين را مى گويند اما شناخت كافى ندارند كه مرزهاى اين همبستگى ملى كجاست، چگونه مى توان آن را تقويت كرد و... برگرفته از تارنماي دانشجويان آزاديخواه ملي |
|
+ نوشته شده در
ساعت بدست پايگاه آريو برزن |
|
|
پاینده ایران
با نزدیک شدن به دهم اردیبهشت روز ملی خلیج پارس و سالروز گردهمایی بزرگ میهن پرستان در برابر سفارت شیخک نشین امارات متحده عربی که با فراخوان سازمان جوانان حزب پان ایرانیست انجام پذیرفت نماهنگی از تصاویر آن روز فراموش نشدنی و جاودانه با ترانه ی زیبای خلیج پارس از ابی به یاران و هم اندیشان گرامی پیشکش می گردد. کیفیت بالا ۵۱.۹۹ مگابایت دریافت کیفیت پایین ۴ مگابایت دریافت نماهنگ را در يوتيوب ببينيد
برای دیدن همه گفتگوها ، فیلم و عکس ها روی پیوند زیر کلیک کنید: گردهمایی روز ملی خلیج پارس روبروی سفارت امارات
بایگانی تریبون آزاد پان ایرانیست - اردی بهشت1387 فیلتر شده روزنامه های سراسری خبر برگزاری این گردهمایی را بدون نام بردن از حزب پان ایرانیست به گونه ای گسترده پوشش دادند. برای دیدن روزنامه های روی روزنامه های 11 اردیبهشت 1387 کلیک کنید. |
|
+ نوشته شده در
ساعت بدست پايگاه آريو برزن |
|
|
جناب آقای خوان سوامیا رییس محترم سازمان جهانی کار با سپاس و درود فراوان ضمن تبریک و شادباش به مناسبت فرارسیدن روز جهانی کارگر وسپاس از سازمان شما برای تلاشهای گسترده بین المللی درراستای بهبود وضعیت کار شایسته بر خویش لازم دیدم به بهانه این روز و به در خواست جمعی از کارگران ایران مطالبی را به آگاهیتان برسانم.
دولت ها دربسیاری از نقاط جهان مخالفتی برای برگزاری مراسم ها و سخنرانی هایی که توسط اتحادیه های گوناگون گارگری برپا می شوند، ندارند و سندیکا ها را به عنوان اهرم و بازوانی قدرتمند درجوامع خود پذیرفته اند. سندیکا ها در این روزبه فعال ترین افراد تشکیلات خود جوایزی اهدا می کنند و سایراعضای خود را به همکاری بیشتر دعوت می نمایند.
در ایران بحران های اقتصادی وسیاست های غلط دولتها ،فعالیت واحدهای تولیدی را دچار رکود کرده و باند های مافیای اقتصادی کنترل صنایع گوناگون کشوررا دردست گرفته وبرای سود آوری بیشتر وکسب سرمایه های نامشروع فشار های شدیدی به کارگران وارد می آورند. این مافیاهای قدرتمند اقتصادی که در درون نهادهای اجرایی و تصمیم گیر دولت نفوذ فراوانی دارند، از هیچ کوششی برا رسیدن به اهداف خود کوتاهی نمی کنند و تمامی ابزار لازم را در اختیار دارند. نفوذ قضایی وارتباطات وسیع آنان در دستگاههای امنیتی باعث شده تا کوچکترین اعتراض صنفی کارگران سرکوب و خواسته های کارگران که اغلب با تجمعات مسالمت آمیزبیان می شود با زندان و صدور احکام سنگین قضایی پاسخ داده شود. خانه های کارگر وشوراهای اسلامی کارگری به نهادهای ضد کارگری تبدیل شدند که اعضای آنها را وزارت کار با تایید از وزارت اطلاعات و قبول صاحبان صنایع دریک فرایند نمایشی از بین کارگران انتخاب می کنند وهیچ جایگاهی در بین کارگران ندارند وبه همین دلیل نمی توانند نمایندگان واقعی کارگران باشند.
- تا کنون سازمان شما چه واکنشی با دولتی که در آن سازمان کرسی نمایندگی داردو با کارگران اینگونه رفتار می نماید نشان داده اید؟ - نمود آشکار اقدامات شما برای کاهش فشار بر فعالین کارگری از سوی دولت های جمهوری اسلامی چه اقدماتی بوده است؟ - چه تلاش و کوششی برای پذیرش واقعی سندیکا و برگزاری انتخابات آزاد و تشکیل سندیکاهای مستقل کارگری در ایران تا کنون انجام داده اید؟ - آیا وقت آن نرسیده که برخورد جدی تری با تضعیع کننندگان حقوق کارگران نمایید؟ -آیا نمی توان به استناد نقض و زیر پا گذاشتن قوانین و مقاوله نامه های بین اللملی برخورد قاطعی با ایران کردو دو لت ها ی آنان را ملزم به پذیرش تمامی مفاد این مقاوله نامه ومعاهدات جهانی نمایید؟
با سپاس
ابوالفضل عابدینی نصر
خبرنگار مستقل و فعال حقوق بشر
1388/4/2خورشیدی
لیک نامه در :مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران |
|
+ نوشته شده در
ساعت بدست پايگاه آريو برزن |
|
|
رويه نخست رايانامه بايگاني |
| درباره تارنما |
درفش حزب پان ایرانیست
_________________________ نشاني تارنماي اصلي و فيلتر شده www.paniran.blogfa.com ایرانی ..... باید برسد روزی که در دامان ایران بزرگ ملتی سعادتمند و بی نیاز زندگی کند در ایران فردا خانواده های پریش و بی چیز اطفال معصوم لخت و گرسنه زنان سرگردان و بی خانمان مردان بیکاره و مجرد سیه روزی و خیانت ضعف و ناتوانی نباید دیده شود . ملتی نیرومند ملتی واحد در سرزمین پر ثروت خود با شادی کار خواهد کرد . خانواده های سعادتمند ایرانی ، در سرزمینی که مال آنهاست با افتخار زندگی میکنند سینه ستبر مردان نیرومند کانون پر ارزش ترین آرزوهای ملی آغوش گرم مادران جایگاه پرورش فرزندان دلیر و برومند خانواده های بی نیاز و آرمانخواه سنگرهای تسخیر ناپذیر سرافرازی ایران .......... اینها تظاهر زیست سرافراز فردای پر افتخار ما است . اکنون ...... این نیروهای بیدار و دلیر کوششهای به جا و انحراف ناپذیر نهضت ملت پرستانه ما به سمت آرمان مقدس خود به پیش میروند تمام شما مردم ایران زمین ......... همه شما زنان و مردان ........ دختران و پسران ایرانی را ندا می دهیم که در این راه هم آهنگ شوید راهی که به سوی آرمان ملت کشیده می شود آرمانی که بر پرچمهای بر افراشته صفوف جوانان ایران نقش بسته است آرمانی که ما می گوییم و شما می گویید راهی که ما می پوییم و شما می پویید این است آنچه که ما می گوییم و آنچه شما می خواهید : فلات ایران به زیر یک پرچم ################## آرمان ما در این تارنما گسترش ميهن پرستي و مبارزه با اندیشه های ضد ايراني مي باشد. برای ساختن ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی و مقتدر به ما در حزب پان ایرانیست بپیوندید.دست گرمتان را می فشاریم. چو ایران نباشد تن من مباد بدین بوم وبرزنده یک تن مباد _______________________ براي ديدن بايگاني نوشته هاي پيشين به تارنماي اصلي برويد |
|
RSS
|